خلیل منصوری
اشاره
مفهوم اصلاح طلبی، حوزه معنایی
اصلاحات و اصلاح گری درقرآن، اهمیت و ضرورت اصلاح گری و مهمترین
حوزه های اصلاحات، از محورهایی بود كه درنخستین بخش از این مقاله
از نظر خوانندگان عزیز گذشت در دومین و آخرین بخش، اقسام اصلاحات،
عوامل و ابزارهای اساسی اصلاحات و بالمآل روشهای اصلاح را مورد
بررسی قرارمی دهیم. با همه آن را می خوانیم.
اقسام اصلاحات
قرآن اصلاحات را درحوزه های
زیرشناسایی و پی گیر است. اصلاح امور
خانواده: خانواده كوچك ترین و هسته مركزی تشكیل اجتماعات انسانی
است. هرگونه تغییر و دگرگونی دراین هسته، پیامدها وآثار مثبت و
منفی در سطوح فردی و جمعی به جا می گذارد. پس بهبود بخشی در امور
مربوط به خانواده تأثیری فراوان دربهبود بخشی فرد و جامعه خواهد
داشت؛ زیرا بنیان و فضای اصلاح گری فرد در درون خانواده تحقق می
یابد و بی گمان خانواده ای كه از كجروی دور و یا با اصلاحات متحول
شود جامعه نیز از آن كجروی اصلاح خواهد شد. قرآن كریم اهتمام ویژه
ای به این بنیاد داشته و فرمان ها، دستورها و آموزه های زیادی را
در همسویی با وظیفه مهم خانواده و ایجاد تعادل و پرهیز از كجروی و
ناهنجاری تشریع كرده است.
قرآن تأكید می كند كه زن و شوهر
باید در اصلاح و حقوق كانون خانواده كوشا باشند به حلم و آشتی كه
از مبانی تشكیل خانواده ای آرام است رو آورند. (4:128) و در موردی
دیگر بر این نكته تأكید می ورزد كه اگر اختلافی پدید آمد با توفیق
الهی و با انتخاب حكم و داوری از شوهر و از زن درصدد زدودن اختلاف
برآیند و فضای خانه را آرام نمایند. (4:35) در آیات دیگر، اموری را
برای اصلاح مشكلات زن و شوهر سفارش می دهد مانند ایام عده كه می
تواند فرصتی مناسب، برای اصلاح اختلاف میان زن و شوهر باشد و
موعظه، ترك همخوابی و تنبیه نیز می تواند از راه های اصلاح میان زن
و شوهر باشد. كه از آیه 34 سوره نساء این نكته استفاده می شود.
از جمله امور اصلاحی در خانواده،
بهبود بخشیدن به اختلافاتی كه میان زن و شوهر بوجود می آید می باشد
كه موجب آمرزش الهی می شود. (4:129)
اصلاح امور اجتماعی
در اصطلاح قرآنی، «اصلاحات
اجتماعی» به كوشش برای تحقق آموزه ها و دستورهای اجتماعی اسلام
اطلاق می شود و «مصلح» به كسی گفته می شود كه در راه تحقق شریعت
الهی بكوشد؛ از این رو، پیامبران در قرآن مصلح نامیده شده اند. (1)
یكی از وظایف پیامبران به عنوان مصلحان توجه به اصلاح امور اجتماعی
جوامع بشری است. با این پیش فرض است كه می بینیم آیاتی كه تأكید به
اصلاح امور اجتماعی می نماید بسیارند؛ زیرا اصلاح امور اجتماعی از
جهات چندی دارای اهمیت است. ازجمله می توان موارد زیر را برشمرد:
بسترسازی مناسب برای تكامل افراد
جامعه، ایجاد امنیت، جلوگیری از عذاب الهی، مقابله با فساد و عدم
بروز ناهنجاری های اجتماعی. (7:56 و نیز 42:141 و 151 و 153)
خداوند بشر را از كشتن مؤمنین و گمراه نمودن آنان و ارتكاب معاصی
پس از آن كه خداوند آن قوم را با كتاب و پیامبرانش اصلاح نموده،
نهی كرده است (7:56) در علوم سیاسی و اجتماعی غرب، حوزه اصلاحات
اجتماعی فقط به امور روبنایی است، اما از نظر قرآن، اصلاح گری در
امور اجتماعی تنها روبنایی نیست، بلكه قرآن كریم به اصلاحات
زیرساختاری تصریح و تأكید نموده و اصلاحات روبنایی را مبتنی بر
اصلاحات زیرساختاری می داند؛ ازجمله اصلاحات زیرساختی، اصلاحات در
حوزه اندیشه، بینش و نگرش كلان فرد و جامعه به هستی و اهداف زندگی
است، بنابراین، تحقق اصلاحات به معنای واقعی را پس از اجرای احكام
الهی در حوزه فردی و تقوای الهی دانسته است. (2)
زیرا اجرای قوانین الهی در حوزه فردی بستر را برای اصلاح خانواده و
جامعه فراهم خواهد ساخت. از این رو، قرآن پیش از طرح مسأله اصلاح
اجتماعی، مسأله تقوای فردی را كه از امور زیربنایی در اصلاحات است،
یادآور می شود(2:224) البته تقوا در مفهوم قرآنی آن شامل فردی و
اجتماعی است، ولی كاربرد آن در تقوای فردی بیشتر است زیرا تقوا،
دعا، صداقت و احسان و عدالت به عنوان مبانی اصلاحات در حوزه های
سیاسی و اجتماعی و اقتصادی توجه به اصلاحات درونی و زیرساختاری و
زیربنایی خواهد بود.
هرگاه جامعه از چنین بنیه و توان
اصلاحی برخوردار شود در حوزه های مختلف، اصلاحات به نتیجه خواهد
رسید و در صورت بروز ناهنجاری های اجتماعی و سیاسی با توجه به
زیرساخت ها مشكلات به آسانی از پیش روی جامعه برداشته می شود.
تأملی بر آیات اصلاح ذات البین كه
پس از ایمان و نیكی كردن و تقوا آمده، این مدعا را نیز به اثبات می
رساند. (8:1 و 49:9 و 10) تأكید بر اصلاح میان مؤمنان از طریق لزوم
مراعات قسط و عدالت كاملاً روشن می سازد كه اصلاحات می بایست
زیربنایی باشد و در صورتی كه در آیات مربوط به تزكیه درونی و تهذیب
نفس كه بیان اصلاحات درونی را به صورتی شفاف روشن می سازد تأمل و
دقت شود به مبنای همه اصلاحات پی خواهیم برد.
اصول اصلاح اجتماعی
برخی از محققان نشانه ها و شروط
چندی را برای جامعه صالح ذكر نموده اند:
1) نباید اضطراب و دغدغه ای در
افراد جامعه وجود داشته باشد و هیچ چیز سلامتی آن ها را تهدید
نسازد و همه از امنیت برخوردار باشند؛
2) اعضای جامعه، امنیت مالی داشته
باشند؛
3) آبرو و حیثیت و كرامت آن ها در
جامعه حفظ شود؛
4) وحدت و همدلی و عواطف متقابل در
میان افراد جامعه وجود داشته باشد؛
5) حیثیت معنوی اعضای جامعه حفظ
شود. (3)
اصلاحی كه در امور اجتماعی به كار
می رود تقریباً با موارد عدل، قسط و احسان تطبیق می نماید و در
مصداق مشتركند؛ زیرا اصلاح اجتماعی، تنظیم روابط اجتماعی است به
گونه ای كه جامعه در مسیر كمال مطلوب و هدف نهایی حركت كند.
بنابراین اقامه عدل و قسط در مفهوم گسترده اش با انجام اصلاحات یكی
خواهد بود. (16:9). (4)
احسان نیز یكی دیگر از مصادیق حوزه
معنایی اصلاح است؛ زیرا اگر فردی در اثر عواملی طبیعی یا غیر
طبیعی، قادر به اداره زندگی خود باشد كمك به وی به هر شكلی از
مصادیق احسان و اصلاح است با آن كه شخص مسئولیتی در قبال فرد
ناتوان ازنظر شرعی و قانونی ندارد و این عمل تنها از روی احسان
صورت می پذیرد و این عمل از مصادیق اصلاح است از مصادیق عدل نخواهد
بود. درحقیقت آیاتی كه انسان را دعوت به عدل و قسط و احسان می
نماید فرمان به اصلاحات را صادر نموده است. (16:9)
اصلاح امور اقتصادی
امروزه این واژه در دو معنا به كار
می رود:
1) مجموعه اقدام هایی كه برای
آزادسازی اقتصاد و خصوصی سازی و كم كردن دامنه دخالت های دولت در
اقتصاد صورت می پذیرد؛
2) مجموعه اقدام هایی كه برای رفع
مشكلات اقتصادی چون تورم، بیكاری، كمبود سرمایه گذاری و توزیع
نابرابر درآمد و مانند آن انجام می شود.(5)
مراد از اصلاح اقتصادی در منظر
دین، احیای دوباره آموزه های اسلام و مبارزه با بدعت ها و انحراف
ها در حوزه اقتصاد است. گرچه این معنای از اصلاحات با معنای دوم
رابطه های تنگاتنگ دارد، اما در صورتی كه به آموزه های دین برای حل
مشكلات توجه شود یكی خواهد بود. (6) آیات
زیادی اهمیت اصلاح اقتصادی را مورد تأكید قرار می دهد به گونه ای
كه بهبود بخشیدن به امور اقتصادی را از مهم ترین رسالت های بعضی از
پیامبران الهی پس از دعوت به توحید برمی شمرد. در آیات بسیاری بر
اصلاح و ترمیم امور اقتصادی با اجرای قسط و عدل و مقابله با فساد
اقتصادی تأكید شده است. (7:85 و نیز 11:84 و 85 و 88؛ و نیز 26:177
و 181 تا 183)
نكته قابل دقت در اصلاح ساختاری
اقتصادی اینست كه شكل گیری حركتهای اجتماعی و رشد و بالندگی جامعه
به رشد امور اقتصادی بستگی دارد و عدالت در عرصه اقتصاد برآیندی رو
به رشد را در همه زمینه ها فراهم می سازد. اگر تك تك افراد جامعه
در اجرای عدالت اقتصادی بسیج شوند جامعه از فقر كه بستر آسیب پذیری
جامعه در برابر هر نوع بزهكاری و ناهنجاری و كجروی است در امان
خواهد بود.
آثار اصلاحات
حركتهای اصلاحی فردی و جمعی از
آثار ارزشمندی دنیوی و اخروی، فردی و اجتماعی برخوردار است. از
آثار دنیوی فردی آن می توان از آمرزش گناهان، (6:54 و نیز4:128 و
نیز 2:182) و پذیرش توبه، (2:160 و نیز 42:16) عدم جواز لعن،
(2:159 و 160) برخورداری از زحمت الهی، (3:87 و 89 و نیز 4:16 و
نیز 5:38) سقوط كیفر (4:16 و نیز 5:38) و سلامت روانی و آرامش روحی
(7:35 و نیز 6:48) نام برد؛ و اما از آثار دنیوی اجتماعی آن، نجات
از هلاكت، (11:117) هدایت (6:48) و قبول گواهی و شهادت است. (نور:
آیه 4 و 5) (7)
البته آنان كه اختلافات مردم را
بهبود می بخشند و میان ایشان را اصلاح می كنند از پاداش بزرگ الهی
نیز بهره مند خواهند شد.(4:114)
ابزارهای اساسی اصلاحات
دین مبین اسلام به خاطر اهمیت امر
اصلاحات، امر به معروف و نهی از منكر را جزو احكام درجه یك قرار
داده است و به همین جهت اصلاحات در نظام دینی دائمی بوده و به هیچ
وجه تعطیل بردار نخواهد بود. (8)
در فرهنگ دینی اصلاح طلبی و اصلاح
گری جزو مفاهیم عامی است كه همه نوع تغییرات و تحولات اجتماعی
براساس ساختار دینی را دربر می گیرد. بنابراین جزیی ترین تغییرات
تا برزگترین انقلاب ها و حركت های اجتماعی می تواند از مقوله
اصلاحات باشد.
در این میان امر به معروف و نهی از
منكر از روشن ترین مصادیق و ابزارهای كارآمد درجهت تحقق اصلاحات
دایمی است.
امام حسین(ع) كه قیام خود را یك
قیام اصلاحی معرفی می كند (و نظهر الاصلاح فی بلادك) به دو فریضه
مهم امر به معروف و نهی از منكر به عنوان مهم ترین مصادیق و
ابزارهای اصلاح و اصلاح طلبی اشاره می نماید. با توجه به آن كه
معروف و نیز منكر معنای گسترده ای را در بر می گیرد و اصلاحات در
نظام دینی نیز در همه ابعاد فردی، اجتماعی و سیاسی و به عنوان یك
وظیفه برعهده هر قشر از هر طبقه ای است، برخی از اندیشمندان به
فراگیری و عمومیت و نیز اهمیت پدیده اصلاح اشاره كرده و معتقدند
«اصلاح طلبی یك روحیه اسلامی است، هر مسلمانی به حكم این كه مسلمان
است خواه ناخواه اصلاح طلب و دست كم طرفدار اصلاح طلبی است؛ زیرا
اصلاح طلبی هم به عنوان یك شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم
مصداق امر به معروف و نهی از منكر است كه از اركان تعلیمات اجتماعی
اسلام می باشد. (9)
امر به معروف و نهی از منكر در
جایی معنا می دهد كه معروفی ترك و منكری انجام پذیرفته باشد، با
این حال چنین جامعه ای از مسیر سعادت منحرف خواهد شد و فساد فردی
با ترك وظائف پدید خواهد آمد و در نتیجه جامعه هم از مسیر اصلی خود
منحرف شده و به فساد روی خواهد آورد. در این صورت است كه انجام این
دو فریضه برای اصلاح سازماندهی امور و هدایت جامعه مؤثر و لازم
خواهد بود.
از این رو، رابطه میان این دو
فریضه با اصلاح با اندك تأملی روشن خواهد شد؛ زیرا در صورت ترك این
فریضه، فساد بر جامعه چیره خواهد گشت و اشرار بر مردم و جامعه مسلط
خواهند شد و هر ظلمی را در جامعه روا خواهند دانست و لذا قرآن كریم
در آیه 110 سوره آل عمران بهترین امت را كسانی می داند كه برای امر
به معروف و نهی از منكر كه یك وظیفه اصلاحی است خروج می كنند و
جامعه را به سعادت فرا می خوانند. «كنتم خیر امه اخرجت للناس
تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر». از مجموع آیات كه واژه اصلاح
و افساد در آن بكار برده شده به روشنی استفاده می شود كه قرآن هر
حكمی را كه درباره اصلاح مطرح نموده به عنوان معروف تلقی می نماید
و هر چیزی را كه به عنوان فساد معرفی می كند از مصادیق منكر می
داند. مانند آیاتی كه كفر، نفاق، غرور، طغیان، اسراف و هر گناهی را
كه منكر است از مصادیق فساد و آیاتی كه جهاد، موعظه، تقوا، ایمان،
گذشت و الفت را كه نمونه هایی از معروفند از مصادیق اصلاح می داند.
پس در روش اصلاح گری به شكل عمومی
باید به سلاح ارشاد و موعظه و توصیه دست یازید و با حوصله ای مناسب
به معضلات و مشكلات آنانی كه به سمت فساد روی آوردند رسیدگی نمود.
از این رو، تلاش برای اصلاح جامعه و نهی از منكر وظیفه و مسئولیتی
است برعهده همگان كه هركدام باید ادای وظیفه نمایند و فقط عذر آنان
كه در جوامع فسادپیشه، نهی از منكر نمودند در نزد خدای متعال
پذیرفته است.(10) زیرا امر به معروف و نهی
از منكر را پیامبران و مصلحان است و واجبی است كه به واسطه آن
واجبات دیگر اقامه می شود.
استاد مطهری در این باره می
فرماید: اصلاح طلبی یك روحیه اسلامی است. هر مسلمانی به حكم این كه
مسلمان است خواه ناخواه اصلاح طلب و دست كم هوادار اصلاح طلبی است؛
زیرا اصلاح طلبی هم به عنوان یك شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم
مصداق امر به معروف و نهی از منكر است كه از اركان آموزه ها و
تعلیمات اجتماعی اسلامی است. (11)
عوامل و موانع اصلاحات
قرآن برای اصلاحات، عوامل و زمینه
های چندی را بیان داشته است كه در این جا به برخی از آنان اشاره می
شود: ایمان،(8:1) تقوا،(7:35 و نیز 33:70) توبه،(2:160 و نیز5:39 و
نیز 4:16) صداقت، (33:70) دعا (46:15 و 16) تنبیه، (4:16) پند و
موعظه (4:16 و نیز 6:48) نماز نیز از دیگر عوامل است، چون شرط
اساسی برای وصول به اصلاح واقعی، نماز و برقراری رابطه با خداست و
آنان كه به این وسیله تمسك نكنند از اصلاح حقیقی بی بهره اند، بلكه
نماز وسیله ای برای اصلاح جامعه می باشد(12)
این حقیقت را آیه 170 اعراف به وضوح روشن می سازد. پس از عوامل
مذكور می توان به عمل صالح به عنوان مهم ترین عامل اشاره كرد. عمل
صالح كه عمل بی عیب و نقص، اصلاح شده، پاك، براساس تقوا، پسندیده و
شایسته، كار پرسود و فایده برای مؤمنان و جامعه و فرد در تمام
زمینه ها، و لایق و درخور عرضه به پیشگاه الهی است، باید همراه با
ایمان باشد؛ زیرا ایمان به خدا به عمل صالح جهت می دهد و مصلحان را
هدایت می كند.(10:9)
نتیجه ای كه از مجموع آیات درباره
«عمل صالح» به دست می آید اینست كه منظور از اصلاحات قرآنی، تنها
كار خوب كه از هركس و با هر انگیزه و باوری صادر شود نیست. به
تعبیر دیگر، كاری نیست كه تنها «حسن فعلی» داشته باشد، بلكه باید
از «حسن فاعلی» برخوردار باشد كه با ایمان به خدا انگیزه الهی تحقق
خواهد پذیرفت. از این رو، عمل صالح در قرآن كریم همواره كنار ایمان
آمده است.(103:3)
از نكته های برجسته ای كه قرآن
كریم در حوزه اصلاح گری بدان می پردازد مواردی است كه مانع تحقق
اصلاح به معنای واقعی است. این آموزش ها به عنوان راه های كاربردی
می تواند در ریشه كن نمودن آن موانع مؤثر باشد. از منظر قرآن هر
چیزی كه به زیر ساختار فكری و اخلاقی انسان آسیب برساند می تواند
به عنوان آفت بهبود بخشی به حال انسان باشد. مواردی چون كفر، نفاق،
غرور كه هر كدام به نوبه خود مانع اصلاح گری در حوزه های مختلف است
به عنوان بزرگترین عوامل فساد و ضد اصلاح گری شمرده شده است كه
نتیجه چنین عواملی طغیان و گناه و اسراف و زیاده روی در امور خواهد
بود و آدمی را از حد اعتدال خارج خواهد ساخت. از این رو، بررسی این
موارد بسان عناوین دیگر از نظر قرآن امری ضروری خواهد بود.
1- كفر:
كفر به هر صورت و در هر مرحله ای مانع رشد و شكوفائی استعدادهای
انسان می گردد و چه بسا بزرگترین حجاب راه برای وصول به مقصد باشد.
از این رو، بزرگ ترین دستاورد تلاش های پیامبران الهی زدودن كفر و
پذیرش حق مطلق از طرف مردم بوده و اقرار و اعتراف به كلمه حق و
توحید یعنی «لااله الا الله» اصیل ترین و مهم ترین عامل برای خلافت
و سعادت و رستگاری و اصلاح محسوب می شود.
اگر این رذیلت درآدمی ریشه بدواند سیر صعود و رشد را در حوزه های
فكری، اخلاقی و نیز در عمل از انسان می گیرد و او را به وادی عناد
و لجاجت و مخالفت می كشاند.(2:6 و7)
2- نفاق:
گرچه منافقان، مدعی اصلاح گری اند؛ (2:11) اما قرآن تصریح
برفسادگری آنان دارد و خودشان از این حقیقت غافلند. (2:12) از این
آیه هم چنین به دست می آید كه قطعی بودن افسادگری آنان به خاطر
ویژگی نفاق گری آنان است؛ زیرا آنان به واسطه این ویژگی دو گونه
برخورد می كنند و در حقیقت دو شخصیت جدا از هم دارند؛ بدین معنی كه
در هنگام مواجهه با مؤمنان، ادعای ایمان می كنند و در صورتی كه با
هم كیشان خود خلوت كنند عقیده دیگری را ابراز می دارند. (2:14 و
20418)
3- غرور:
از آیه 206 سوره بقره استفاده می شود كه غرور، انسان را به فساد می
كشاند و جلوی رشد و بالندگی را می گیرد گرچه ریشه این غرور در آیه
نفاق دانسته شد با این حال چنین صفتی مانع هر نوع اصلاحی خواهد
بود.
4- گناه:
گناه كه نوعی قانون شكنی در برابر شریعت الهی و نیز برخلاف طبیعت
انسانی است از موانع اصلاح می باشد كه به مقتضای طبیعت و قانون
الهی است.(روم: 41) از این رو، هر گناهی در برابر اصلاح قرار خواهد
گرفت و به نوعی به انسان آسیب خواهد رساند و ضایعه ای را در انسان
پدید خواهد آورد. جمله: «بما كسبت ایدی الناس» اشاره به گناهانی
است كه انسان مرتكب می شود و باعث فساد و انحراف فراگیر خواهد
گردید. امور دیگر از جمله طغیان و اسراف نیز از موانع اصلاح گری
شمرده می شود. (5:64؛ و نیز شعرا: 151 و 152) از جمله امور اصلاحی
كه در قرآن زیاد از آن سخن به میان آمده اصلاح گناه و گناهكار می
باشد مانند اصلاح دزد كه خداوند دزدان را به آن ترغیب و تشویق نمود
كه با توبه و اصلاح خویش، خود را شستشو دهند؛ (5:38) و اصلاح
فاسقان (24:4) كه با توبه به عنوان یكی از راه های اصلاح فسق می
باشد.
روش های اصلاح
یكی از شاخصه های قرآن كریم ارایه
راهكارهای كاربردی در هر زمینه ای است كه مربوط به هدایت انسان می
باشد. بنابراین تنها به طرح بحث بدون نتیجه بسنده نكرده و درصدد
ارایه راهكار نیز برمی آید؛ از این رو، در امر اصلاح گری ضمن
مباحثی از قبیل ضرورت و اهمیت، زمینه ها و موانع اصلاح گری به روش
های اصلاح نیز اشارتی دارد.
1- استفاده
از عواطف: بهره گیری از عواطف و احساسات انسانی از روش هایی است كه
در حوزه روان شناسی و مباحث تربیتی برای جلب و جذب افراد به كار می
رود؛ زیرا نیروی عاطفه، كه منشأ دیگر خواهی در انسان است، باعث
بروز و ظهور اعتماد نسبت به طرف مقابل بوده و خود عاملی برای
برقراری ارتباطی قوی و محكم خواهد گردید و این سبب می شود كه شخص
بتواند به راحتی با او برخورد و ارتباط برقرار نماید و درصدد اصلاح
او برآید. قرآن برای تحریك این حس، از واژه برادری نسبت به مومنان
برای موفقیت در حوزه اصلاح گری بهره می جوید. (49:10)
2- پذیرش
داوری: از جمله روش های اصلاحی در خصوص مسائل اجتماعی و خانوادگی
گزینش داوری كارآزموده و مورد پذیرش طرفین دعوی می باشد. (4:35)
گرچه این روش اصلاحی برای حل اختلاف خانوادگی پیشنهاد شده، اما
درواقع می توان این روش را تعمیم داده و برای رفع اختلافات دو فرد
یا دو گروه نیز بكار برد.
3- تنبیه:
تنبیه یكی از روش های مهم اصلاحی در نظام تربیتی است كه مورد تاكید
بسیاری از مربیان تربیتی قرار گرفته است. تنبیه بسان تشویق برای
تربیت فرد و جامعه بسیار موثر و مفید می باشد. در همین رابطه می
توان تعزیر زنان و مردان زناكار و ناهنجار و جهاد را به عنوان
موارد اصلاحی و تنبیهی فردی و جمعی برشمرد. (4:16 و نیز 2:189)
از دیگر روش ها می توان به تبشیر و انذار، (6:48) توسل به كتاب
الهی، (7:170) نماز، (7:170) و توبه و تمسك به ریسمان الهی اشاره
نمود. (4:146)
4- نصیحت و
روشنگری: با توجه به اهمیت شكوفایی استعدادهای سرشار آدمیان، نصیحت
و ارشاد و راهنمایی و موعظه مهمترین تاثیر و نقش را در بالندگی آن
استعدادها دارد كه مهمترین سلاح انبیای الهی در شیوه جذب افراد به
مسیر حق بوده است. قرآن پیامبران را انذاردهنده و ناصح معرفی می
نماید. (2:213 و نیز 6:12) بدون تردید این شیوه باید همراه با
ملایمت و نرمی باشد اگرچه برای هدایت سخت ترین دشمن دین خدا به كار
رود، همان گونه كه از روش برخورد حضرت موسی نسبت به فرعون به روشنی
به دست می آید. (20:44)
5- مجادله:
با شیوه مجادله و مناظرات علمی و جوابهای قاطع و عقل پسند می توان
برای روشنگری افكار و ارائه راه های صحیح اقدام نمود و به این شیوه
می توان به طرف مقابل فهماند كه فكر و عملش خلاف بوده و باید برای
بهبودی آن چاره اندیشی نماید. اتخاذ چنین روشی برای نفوذ در دل ها
تاثیر بسزایی برجای می گذارد لذا قرآن بر این روش تاكید می ورزد.
(16:125)
6- برخورد
عملی: گاهی برای اصلاح باید از قوه قهریه و غلظت و شدت بهره گرفت.
البته این روش بیشتر در اصلاح امور سیاسی و اقتصادی و معضلات
اجتماعی نتیجه می دهد. زیرا در صورتی كه عده ای از خواص و نخبگان و
برجستگان جامعه بی عدالتی كنند و حقوق و مصالح عمومی و... را
پایمال نمایند و صلاح عمومی جامعه را به خطر اندازند. برای چنین
افرادی جا برای موعظه و پند و ارشاد باقی نمی ماند.
نقش توكل در حوزه اصلاح گری
از جمله نكته هایی كه برای یك مصلح
در امر اصلاح از اهمیت ویژه برخوردار است اتكاء و توكل به پروردگار
متعال است. لذا حضرت شعیب (ع) كه به عنوان یك مصلح اجتماعی درصدد
درمان و بهبود بخشیدن به نابسامانی های جامعه خود بوده با قومش به
مشورت می نشیند و بعد از آن كه دلسوزی خود را نسبت به هدایت و
سعادت آنها اعلام می دارد و اعتماد قومش را از جهت راستگویی جلب می
نماید و به اصلاحات به قدر توان خود اشاره می كند در نهایت به توكل
و اتكای الهی كه توفیق چنین بستر مهمی را در فضای درون خود انسان
فراهم می سازد اشاره می نماید و می گوید همه امورم را به خدایم
وامی گذارم؛ زیرا او مورد وثوق و اعتمادم می باشد.
در آیات 177 و 181 و 182 و 183
سوره شعراء، و نیز آیات 84 و 87 و 88 سوره هود به مجموعه این نكات
اشاره شده است. از این رو، برای هر مصلحی توكل به حق كه توفیق امر
اصلاح گری را در انسان پدید می آورد امری ضروری خواهد بود. نكته
دیگری كه از این آیه به دست می آید صالح بودن خود مصلح است (13)
زیرا این عبارت كه «بر خدا توكل می كنم و به او انابه می نمایم»
حكایت از برقراری رابطه محكم میان حضرت شعیب به عنوان یك مصلح با
خداوند متعال دارد، پس به كسی كه ایمان ندارد و معتقد نیست، نمی
توان اعتماد نمود و زمانی كه مردم، مصلح خود را نشناسند و به او
ایمان نداشته باشند نمی توانند همگام با او حركت كنند. (14)
و در حركت های اصلاحی مشاركت نمایند.
اعتمادسازی در حركت های اصلاحی
اجتماعی از ضرورت های غیرقابل انكار است. اگر كسی درصدد اصلاحات در
جامعه است بدون تردید باید افراد جامعه را همراه خود بسیج نماید تا
به اهداف خود برای رسیدن به اصلاحات پایدار برسد.
پانوشت ها
1 و 2- دانشنامه امام علی (ع)، جلد 7، ص
3- اخلاق در قرآن، جلد 3، صص 159، 160،450
4- المیزان، جلد 12، ص 161
5 و 6- دانشنامه
امام علی، ج 7، ص 330
7- فرهنگ قرآن، جلد 3، ص453
8- نك: فصلنامه اندیشه حوزه، شماره 28،
ویژه اصلاحات ص 142
9- نهضت های اسلامی در صدساله اخیر، مرتضی
مطهری، ص189
10- تفسیر راهنما، ج 1، ص 312، نمونه: ج7،
صص 130 و 7
11- مطهری، نهضت های اسلامی در صدساله
اخیر، ص 131
12- تفسیر نور، جلد 4، صص 226 و7
13- همان، جلد 5، ص227
14- فصلنامه اندیشه حوزه، شماره 28، ص363
پایگاه
مرکز فرهنگ و معارف قرآن