غــارت فرهنگى


نعمت الله توكل فر

مقدمه
يكى از مهمترين ويژگيهاى جريانى كه تحت عنوان تهاجم فرهنگى ناميده مى شود از جهت قربانيان آن مى باشد.
اولين گروهى كه در اين جريان آماج حملات ناجوانمردانه دشمن قرار مى گيرند قشر جوان و نوجوان جامعه است بنابراين با توجه به اينكه اين قشر از اقشار فعال و كار آمد جامعه نيز مى باشد لذا بايد تلاش خود را در راستاى مصون نگاه داشتن اين قشر از جامعه در مقابل تهاجم فرهنگى بكار گيريم.
پر كردن اوقات فراغت جوانان, ارائه برنامه هاى حساب شده و دقيق با در نظر گرفتن سليقه هاى آن ها از اساسى ترين راههاى مقابله با اين جريان است كه در اين زمينه راديو, تلويزيون, سينما, كتابخانه هابراى ارائه الگوهاى مناسب از اهميت به سزايى برخوردار مى باشد.
جريان تهاجم فرهنگى در حقيقت مقابله دشمن در برابر ((تك)) ستم سوز و كفر برانداز انقلاب اسلامى است يعنى همانه طور كه در اعترافات دشمن قسم خورده نظام اسلامى آمده است ((ترس از گسترش موج اسلام خواهى در سرتا سر جهان)) علت اصلى اين توطئه هااست و دشمن در تهاجم خود براى تحميل حاكميت فرهنگ مبتذل و استكبارى از همه حربه هاى سياسى, اقتصادى, نظامى و تبليغاتى بهره ميبرد.

تعريف فرهنگ
فرهنگ در اصطلاح جامعه شناسى و مردم شناسى ترجمه واژه كالتور فرانسوى و كالچر انگليسى است. اين واژه در اصل به معناى كشت و كار, آباد كردن, كاشتن زمين و بارور ساختن بود كه به تدريج مفهوم آن در ادبيات و علوم راه يافت و در قرن 18 نويسندگان آن را به معنى پرورش روانى و معنوى بكار مى بردند. از اين تاريخ فرهنگ براساس تعريف فرانسوى آن به معنى پرورش روح و جسم بكار برده شده است و به تدريج از زبان فرانسه به آلمانى راه يافت و با تغييراتى مواجه شد و به عنوان پيشرفت فكرى و اجتماعى انسان و جامعه و بشريت تلقى شد.
اصطلاح فرهنگ به معنى جامعه شناسى و مردم شناسى آن نخستين بار به وسيله مردم شناس انگليسى ((ادوارد بارنت تايلور)) در سال 1871 در كتابى تحت عنوان ((فرهنگ ابتدايى)) بكار رفت.
وى در تعريف فرهنگ مى گويد:
فرهنگ مجموعه ى پيچيده اى است كه در بر گيرنده دانستنيها, اعتقادات, هنرها, اخلاقيات, قوانين, عادات و هر گونه توانايى ديگر است كه انسان به عنوان عضوى از جامعه به دست مىآورد.
درباره فرهنگ تعاريف متفاوتى از زواياى مختلف مطرح شده است بعضى از محققان به صورت توصيفى يا تشريحى اين مفهوم را شامل تمام فعاليتهاى گسترده اجتماعى ميدانند و بعضى ديگر به صورت تاريخى كه فرهنگ را به عنوان ميراث اجتماعى و سنت قلمداد كرده اند و برخى از مقوله هنجارى كه آن را مبتنى بر قواعد و راه و روشهاى زندگى معرفى كرده اند و بعضى از مقوله روانشناختى كه در بررسى اين مفهوم بر توضيح مفهوم عادت تكيه كرده اند و عده اى از محققان نيز به صورت ساختى كه با تكيه بر ساخت فرهنگى و الگوسازى به بحث و بررسى پيرامون آن پرداخته اند و برخى ديگر نيز از مقوله تكوينى كه آنه را به عنوان ساخته يا فرآورده انسان دانسته اند به بحث و بررسى پيرامون اين موضوع پرداخته اند.
مهمترين تعريف از فرهنگ همان تعريف تكوينى آن است كه فرهنگ را راهنماى همه فعاليتهاى انسانى مى داند فرهنگ عامل مبين رفتار انسان است فرهنگ توانايى خاص بشر است.
مفهوم فرهنگ پذيرى و صورتهاى مختلف آن
جريانى كه در آن فرد تمام زمينه هاى فرهنگى را شناخته و به طور عميق و ژرف آن ها را پذيرفته و خود را با آن سازگار مى نمايد فرهنگ پذيرى ناميده مى شود كه به دو شكل صورت مى گيرد:
الف: فرهنگ پذيرى يك سويى
ب: فرهنگ پذيرى دو سويى
فرهنگ پذيرى يكسويى مثل زمانى كه كودكى متولد مى گردد كه او فاقد فرهنگ است اما اين كودك در بطن جامعه به وجود آمده است و خود را محصور در ميان فرهنگ مى يابد كه او به تدريج عناصر فرهنگى را به طور مستقيم و غير مستقيم فرا مى گيرد و از خود چيزى ندارد كه به جامعه بدهد.
كودك در برابر پذيرش هنجارى در اينجا يك طرفه است كه كم كم رشد مى نمايد و بزرگتر مى شود و ويژگيهاى فرهنگى جامعه در ذهن او رسوخ پيدا مى كند و به سادگى بر او تسلط مى يابد و شخصيت او را متناسب با هنجارهاى جامعه مى سازد.
فرهنگى شدن كودك از راه خانواده به دو صورت آگاهانه و نا آگاهانه انجام مى گيرد كه با سر مشق قرار دادن و اقتباس رفتار و كردار والدين اين مهم به طور ناآگاهانه واقع مى شود. و در انتقال آگاهانه والدين با آموزش مستقيم و امر و نهى و تشويق يا ممانعت او را عمدا با هنجارها و موازين زندگى اجتماعى آگاه كرده و به نوعى كه خود آن ها ترجيح مى دهند او را اجتماعى و فرهنگى بار مىآورند كه به عنوان نمونه مى توان به تحقيق دوبرولسكى راجع به فرهنگ در جامعه روستايى لهستان اشاره نمود كه در انتقال هنجارهاى اجتماعى و ميراث فرهنگى از نسلى ديگر دو روش اساسى را عنوان مى كند:(1)
1 ـ انتقال فرهنگ از راه گفتار و كردار و رفتار و ساير وسايل انتقال.
2 ـ انتقال فرهنگ از راه ابزار و وسايلى نظير خط, سنت هاى موسيقى و تمام متون تصويرى و دوربين هاى عكاسى.
فرهنگ پذيرى دو سويى از زمانى است كه شخصيت فرد قوام گرفته است و خاصه هاى فرهنگى اجتماع را در خود جمع كرده است و شخصيت او بر اساس همين خاصه ها استوار است يعنى اگر فرد از جامعه خود به جامعه ديگرى وارد شود فرهنگ جامعه جديد كه با فرهنگ جامعه او بيگانه است به سادگى نمى تواند در او نفوذ كند و او را تحت تسلط خود قرار دهد به تعبير بهتر مهاجرت گروهى از يك جامعه به جامعه ديگر سبب مى شود كه بعد از سالها اقامت و زندگى در آن جامعه نو بعضى از ويژگيهاى فرهنگ جامعه ميزبان نظير زبان, تكنولوژى, شيوه هاى افكار و عقايد و بعضى رفتارها را قبول نمايند و در مقابل بسيارى از ويژگيهاى فرهنگ خود را هم به آن جامعه انتقال دهند. كه اين پديده انتقال متقابل خاصه هاى فرهنگ را فرهنگ پذيرى دو سويى مى نامند.
مفهوم تهاجم فرهنگى و تبادل فرهنگى
از آنجا كه برداشت حاصل از مفهوم تهاجم فرهنگى با مفهوم تبادل فرهنگى متفاوت است و گروهى از جريانهاى مشكوك كه به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى نقش ((ستون پنجم)) دشمن را در يك تهاجم فرهنگى بازى مى كنند و جهت منحرف نمودن اذهان عمومى و مخصوصا براى خام و خواب كردن دست اندركاران امور فرهنگى يا براى توجيه برخى از عملكردها و ديدگاهها و انديشه هاى خود وجود جريان حساب شده و برنامه ريزى شده تحت عنوان تهاجم فرهنگى را انكار كرده و آن را يك نوع تبادل فرهنگى در ميان ملتها قلمداد مى نمايند.
اما آنچه مسلم است نمى توان از جريان تهاجم فرهنگى برداشت تبادل فرهنگى داشت تهاجم فرهنگى حركتى است مرموزانه, حساب شده, همراه با برنامه ريزى دقيق و با استفاده از شيوه ها و ابزارها و امكانات متعدد و متنوع جهت سست كردن باورها, تغيير ارزشها, انحراف انديشه ها و تغيير و تبديل آداب و سنن و نابودى احكام اخلاقى حاكم بر يك جامعه.
رهبر معظم انقلاب اسلامى درباره اين مفهوم مى فرمايد: تهاجم فرهنگى بدين معنا است كه يك مجموعه سياسى يا اقتصادى براى اجراى مقاصد خاص خود و اسير كردن يك ملت به بنيانهاى فرهنگى آن ملت هجوم مى برند. آن ها هم چيزهاى تازه اى وارد كشور مى كنند اما به زور و به قصد جايگزين كردن آن ها با فرهنگ و باورهاى ملى آن ملت كه نام اين ((تهاجم فرهنگى)) است.(2)
اگر افراد تحت تاثير تهاجم فرهنگى قرار گيرند مساله غريزدگى خود به خود به ميان مىآيد كه مانند وبازدگى است كه چنانچه به مذاق خوشايند نيست نظير گرمازدگى يا سرمازدگى يا حداقل سن زدگى (آفت گندم) مى باشد.(3)
خطر تهاجم فرهنگى از مدتها قبل توسط مقام معظم رهبرى گوشزد شده بود معظم له در ديدار با دست اندركاران امور فرهنگى كشور به بيان روشن و گويا پيرامون تفاوتهاى تهاجم فرهنگى و تبادل فرهنگى مى پردازند و اضافه مى نمايند كه: اولا اين نكته را عرض كنم كه تهاجم فرهنگى با تبادل فرهنگى متفاوت است تبادل فرهنگى لازم است و هيچ ملتى از اينكه معارفى را در تمام زمينه هاى زندگى از جمله فرهنگ و مسايلى كه عنوان فرهنگ به آن اطلاق مى شود از ملتهاى ديگر بياموزد بى نياز نيست.
در هميشه تاريخ هم همين طور بوده و ملتها در رفت و آمدهايشان با يكديگر آداب زندگى, خلقيات, علم, نحوه لباس پوشيدن, آداب معاشرت, زبان, معارف و دين را از هم فرا گرفته اند.
اين مهمترين مبادله ملتها با هم بود كه از تبادل اقتصادى و كالا هم مهمتر بوده است در تبادل فرهنگى هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملى نيست; ولى در تهاجم فرهنگى هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملى است در تبادل فرهنگى ملت گيرنده فرهنگ, چيزهاى مطبوع, دلنشين, خوب و مورد علاقه را مى گيرد. در تهاجم فرهنگى چيزهايى را كه به ملت مورد تهاجم مى دهند خوب نيست و بد است. مثلا وقتى اروپايى ها تهاجم فرهنگى را به كشور ما شروع كردند روحيه دقت شناسى, شجاعت, خطر كردن در مسايل و تجسس و كنجكاوى علمى را براى ما نياوردند. آن ها فقط بى بند و بارى جنسى را وارد كشور كردند. ملت ما در طول هزاران سال دوران اسلامى, داراى مبادلات جنسى معينى و رعايتهاى مربوط به زن و مرد بود.
اروپايى ها كه هميشه و در تمام مدت شبانه روز ميخانه ها و ميگساريهايشان برقرار بود مى خواستند اين عادت شوم و فاسد را وارد جامعه ما بكنند.
در تهاجم فرهنگى دشمن نقطه اى از فرهنگ خود را به اين ملت مى دهد و وارد اين كشور مى كند كه خود مى خواهد و معلوم است كه دشمن چه چيز را مى خواهد. در بحث تبادل فرهنگى ملت فراگيرنده به آدمى تشبيه مى شود كه مى رود در كوچه و بازار تا غذا و داروى مناسبى را تهيه و آن را مصرف كند ولى در بحث تهاجم فرهنگى ملت مورد تهاجم به بيمارى تشبيه مى شود كه به زمين افتاده و نمى تواند حركتى انجام دهد. دشمن مىآيد و به او آمپول تزريق مى كند معلوم نيست آمپولى كه دشمن تزريق مى كند چيست.
تبادل فرهنگى از طرف ما است ولى تهاجم فرهنگى از طرف دشمن است تا فرهنگ خودى را ريشه كن كند. تبادل فرهنگى خوب است ولى تهاجم فرهنگى نه. تبادل فرهنگى در هنگام قوت و توانايى يك ملت است ولى تهاجم فرهنگى در روزگار ضعف يك ملت است. (4)
ابعاد تهاجم فرهنگى غرب
تهاجم فرهنگى داراى سابقه بسيار طولانى است و پديده اى نوپا و مربوط به قرن بيستم و پيروزى انقلاب اسلامى نمى باشد و چيزى نيست كه امروزه به عنوان شيوه اى جديد بكار رود بلكه در طول تاريخ بشرى در اشكال مختلف حتى عليه انبياى الهى و حركتهاى انقلابى مورد استفاده قرار گرفته است. مبارزه پيامبران الهى با مظاهره استكبار و طاغوتها در طول تاريخ در واقع نبرد دو فرهنگ بوده است. مطالعه سرگذشت پيامبران الهى چون نوح, ابراهيم, موسى, عيسى, لوط, هود, شعيب, صالح و... كه در قرآن كريم آمده است مويد اين حقيقت مى باشد.(5)
آنچه امروزه تحت عنوان تهاجم فرهنگى غرب نام گرفته است از دو بعد داخلى و خارجى مورد توجه قرار مى گيرد.
در بعد خارجى تمام سعى و تلاش دشمن جهت مخدوش و مشوش نمودن چهره اسلام ناب محمدى(ص) به طور عام و نمايش تصويرى مسخ شده و منحرف از انقلاب اسلامى به طور خاص مى باشد. اين مهم توسط دشمنان اسلام به سركردگى غرب و آمريكا تحت عناوينى چون نقض حقوق بشر, حمايت از تروريسم, وجود خفقان و سانسور و فقدان آزادى براى زنان انجام مى گيرد.
زشت ترين و شيطانى ترين شيوه هاى بكارگرفته شده در اين راه استفاده از فيلمها و كتابهاى سراسر كذب و همراه با توهين و تحريف مى باشد مثل ((بدون دخترم هرگز)) يا ((اولاد احيائنا)), ((بچه هاى محله ما)) تاءليف بد نجيب محفوظ نويسنده مصرى كه در زمان ناصر آن را نوشته و جايزه نوبل گرفت و با بى پروايى و جسارت نسبت به اساس دين و حرمت شكنى و تقدس زدايى از ساحت مقدس قرآن كريم و پيامبر اكرم(ص) به طرز نامطلوبى به مقدسات اسلامى اهانت نموده است.
و اوج اين توطئه را مى توان با انتشار كتاب ((آيات شيطانى)) توسط موسسه انتشاراتى انگليسى ـ آمريكايى پنگوئن در اكتبر 1988 معرفى كرد كه نويسنده مرتد آن ((سلمان رشدى)) در قالب داستان و رمان نسبت به همه مقدسات اسلام به هتاكى و فحاشى پرداخته و بدترين اتهامات ناروا را به ساحت مقدس رسول گرامى اسلام(ص) و همسران عفيف وى و صحابه بزرگ او وارد ساخته است.
غرب به سركردگى آمريكا از يك سو با توليد فيلمهاى مبتذل و انتشار كتابهاى شيطانى فعاليت خود را شروع كرد از سوى ديگر با تبليغ و ترويج مسلك منحط و آلت دست استعمار ((وهابيت)) در كشورهاى اسلامى با بهره گيرى از دلارهاى نفتى حكام سر سپرده سعودى به مقابله با اسلام ناب محمدى ادامه مى دهد.
رهبر معظم انقلاب اسلامى با هوشيارى اين امر را ياد آورى مى نمايد كه: ((استكبار جهانى از طريق بوجود آوردن وهابيت سعى كرده است داخل جامعه اسلامى مراكز امنى را براى خود ايجاد كند.))(6)
از ابعاد ديگر اين توطئه ترويج مسلك استعمارى ((بهائيت)) مى باشد به نوعى كه رئيس بهائيان آمريكا در ديدارى با ريگان به خاطر دفاع از بهائيان مورد اذيت و آزار قرار گرفته در ايران تشكر مى نمايد و ريگان در جريان اين ملاقات مى گويد: ((وضع اسفبار بهائيان در ايران يكى از دردآورترين موارد نقض حقوق بشر در دنيا است.))

پى نوشتها:
1 ـ دوبرو لاسكى, فرهنگ روستايى در كتاب مسائل جامعه شناسى روستايى, ترجمه مصطفى ازكيا و همكارانش, انتشارات روزبهان, 1368, ص 97.
R Dobrowolski
2 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در تاريخ 21/5/71.
3 ـ جلال آل احمد, غرب زدگى, انتشارات فردوسى, 1373.
4 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در تاريخ 21/5/71.
5 ـ سوره اعراف آيات 58 به بعد.
6 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با اعضاء سازمان تبليغات اسلامى مورخه 1/10/68.

 

در بعد داخلى تهاجم فرهنگى غرب به دو شيوه انجام ميگيرد:
1 ـ ترويج افكار و انديشه هاى ضد اسلامى و تبليغ افكار التقاطى تقدس زدايى از مقدسات و سست نمودن پايه هاى اعتقادى جوانان نسبت به برخى از اصول و آرمانها, تجددگرايى, علم زدگى, عقل گرايى, افراطى, تلاش در راه تطهير قلب غربگرايى, بى اعتبارنشان دادن علوم و معارف اسلامى به دليل عدم تطابق با دانشهاى نوين بشرى, طرح جدايى دين از سياست, مبارزه با فقه و فقاهت و ناتوان شمردن فقه از اداره جامعه و دايره فقه را به جوامع ساده روستايى محدود نمودن و طرح تزجايگزينى مديريت علمى به جاى مديريت فقهى, تلاش در راه منزوى كردن روحانيت و حوزه هاى علميه از راههاى مختلف نظير عقل گريز و مقلدپرور و تحقير و تمسخر آنها مى باشد.
ماهيت نفوذ فرهنگى به صورت گسترده آموزشى است كه در سطوح گوناگون در داخل و خارج از كشور مركز اصلى شركتهاى فرامليتى و دولتهاى آنان اعمال مى شود و از نيروهاى آموزش ديده شده محلى براى كمك به تغيير ساخت اجتماعى متناسب با مفهوم اروپايى كار و مناسبات شخصى استفاده مى شود.(1)
2 ـ اشاعه فساد و منكرات و ابتذال اخلاقى و فرهنگى وترويج بى بندوبارى دربين نسل جوان و نهايتا بى هويت و بى خاصيت نمودن آنها, ترويج بدحجابى و بى حجابى و پوششهاى مستهجن و خلاف شئونات اسلامى و آرايشهاى تند و زننده, تهيه و پخش فيلمهاى كاملا ضد اخلاقى ويدئويى و نوارهاى كاست مبتذل از خوانندگان فاسد, توزيع عكسهاى سكس و مبتذل در سطح گسترده از راه شبكه هاى فساد, توليد و پخش مشروبات الكلى و موادمخدر در سطح جامعه, چاپ و نشر كتب و مجلات ضد اخلاقى و جنايى و عشقى و رمانهاى مبتذل, تشكيل مجالس لهو ولعب و رقص و پايكوبى به صورت دسته جمعى از دخترها و پسرها: ترويج قماربازى و .... مشتى از خروارها توطئه دشمن است.
آنچه هدف استعمار از نظر استراتژى سياست استكبارى مى باشد نابود كردن و درهم شكستن عنصر اخلاقى و اعتقادى يعنى كانون اتكاى انقلاب است و بدون ترديد ترويج فساد و منكرات امروزى از ناحيه دشمنان خارجى هدايت و حمايت و توسط عناصر ناآگاه و فاسد داخلى در عمل به اجرا در مىآيد.
رهبر كبير انقلاب اسلامى حضرت امام(ره) در سخنرانى مربوط به برنامه هاى راديو و تلويزيون مى فرمايند: از اولى كه راديو و تلويزيون در اختيار جمهورى اسلامى واقع شد راجع به آن نگرانى داشتم. براى اين كه اين سازمانى است كه اگر خوب باشد مملكت ما خوب است و اگر فاسد باشد ممكن است بسيار فساد ايجاد كند. اگر بنا باشد كه راديو و تلويزيون در خدمت دسته يا گروهى كه منحرف هستند, قرار داده شود ممكن است كه سرتاسر مملكت را به فساد بكشاند. از همه مهمتر قضيه اخبار است كه بايد دقت شود افراد منحرف در آن راه نيابند. سازمان صدا وسيما بايد به صورتى باشد كه صد در صد با نهضت اسلامى بسازد.
روشنفكران غربزده در فكر اين هستند كه از مملكت به خواست خودشان يك مملكت لوكس بسازند و ديگر هرچه خرابى هم باشد مانعى ندارد. آنها دلشان يك مملكت غربى مى خواهد. فيلمهايى كه از خارج به ايران مىآيند, استعمارى است. لذا فيلمهاى استعمارى خارجى را حذف كنيد مگر اين كه صدر در صد صحيح باشد.(2)

خصوصيات و ويژگيهاى فرهنگى:
تهاجم فرهنگى, حركتى مرموزانه, حساب شده و همراه با برنامه ريزى دقيق و با استفاده از شيوه ها و ابزارها و امكانات متعدد و متنوع جهت سست كردن باورها, دگرگونى انديشه ها, انحراف انديشه ها و تغيير و تبديل آداب و سنن و نابودى اصول اخلاقى حاكم بر يك جامعه است و از خصوصيات و ويژگيهايى به شرح ذيل برخوردار است:
نامرئى و نامحسوس بودن, دراز مدت و ديرپابودن, ريشه اى و عميق بودن, همه جانبه بودن, حساب شده و داراى برنامه و امكانات, قربانيان اين تهاجم, كارساز و خطرزا بودن اين تهاجم, فراگير بودن اين تهاجم فرهنگى.
درباره نامرئى و نامحسوس بودن اين جريان بايد گفت كه سلاح دشمن امور به ظاهر رسمى و قانونى كارساز و مثمر ثمر نظيرتوليد و نمايش فيلم, مصاحبه, سخنرانى, مباحثه, چاپ و انتشار مجله, كتاب, عكس, شعر, قصه و نمايش مى باشد كه براى پيشبرد اهداف خود نيازى به لشكر كشى و صرف هزينه هاى هنگفت گزاف نظامى ندارد.(3) و همه اين امور در ظاهرى فربينده چون رشد و ترويج هنر و ادب, آزادى بيان و قلم و اظهار عقيده, تضارب افكار و انديشه ها و... شكل مى گيرد كه گاه دشمن در اين زمينه از نيروهاى بومى و خودى يك مملكت استفاده نموده و سخن خود را از زبان آنها بيان مى نمايد و به نقشه هاى خود جامه عمل مى پوشاند.(4)
رهبر معظم انقلاب اسلامى طى ديدارى كه با اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى داشته اند اين واقعيت تلخ را يادآورى مى نمايد: تهاجم فرهنگى گاهى هم متإسفانه بوسيله "خوديها" انجام مى گيرد.
از ديگر خصلتهاى تهاجم فرهنگى دراز مدت و ديرپابودن آن است. يعنى دشمن بذرى را در ضمير و فكر افراد جامعه مى كارد تا سالها و بلكه نسلها باقى بماند و سرانجام ثمره تلخ و ناخوشايند خود را بروز مى دهد كه اين همان تعبيرى است كه رهبر عاليقدر انقلاب نموده اند كه: تهاجم فرهنگى از آن سنخ كارهايى است كه "صدايش فردا در مىآيد".
از ديگر ويژگيهاى تهاجم فرهنگى ريشه اى و عميق بودن آنست, كه اگر فرهنگ را زيربناى يك جامعه و تمدن درنظرگيريم يابه مانند خونى كه در تمام رگهاى حيات سياسى, اعتقادى, اقتصادى, فردى, اجتماعى, پيكر جامعه جريان دارد فرض گردد عمق و ريشه هاى آن به وضوح مشخص مى گردد. دشمن مى خواهد در اين پيكره خون فاسد تزريق نمايد تا تمام اعضا و جوارح آن فاسد و افيونى شوند. رهبر راحل انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى(ره) نقطه شروع را اصلاح فرهنگ جهت اصلاح و آبادانى بيان مى كنند و مى فرمايند(5): رإس اصلاحات اصلاح فرهنگ است و نجات جوانان ما از اين وابستگى به غرب. ما الان در همه چيز به گمان همه يك نوع وابستگى داريم كه بالاتر از همه, وابستگى افكار است. اين وابستگى سرمنشإ همه وابستگيهاست كه ما داريم. اگر ما وابستگى فرهنگى داشته باشيم دنبالش وابستگى اقتصادى هم هست, وابستگى اجتماعى هم هست, سياسى هم هست, همه اينها هست.
يكى ديگر از ويژگيهاى تهاجم فرهنگى همه جانبه بودن آن مى باشد, يعنى دشمن از همه حربه هاى سياسى, اقتصادى, نظامى, روانى و تبليغاتى استفاده مى نمايد.
قرآن كريم نيز طى آيات خود به اين واقعيت اشاره مى نمايد(6) كه كفار و مشركين با اعمال حيله ها و ترفندهاى شيطانى تلاش مى كردند تا پيامبر(ص) را از هدفى كه دارد باز دارند و مانع پيشرفت اسلام گردند.
تهاجم فرهنگى از خصلت حساب شده و برنامه ريزى شده و داراى امكانات و ابزارهاى متنوع نيز برخوردار مى باشد, يعنى دشمن داراى برنامه است, بى حساب و كتاب عمل نمى كند, از برنامه هاى كوتاه مدت, ميان مدت و دراز مدت استفاده مى كند, از متخصصين و كارشناسان رشته هاى مختلف اعم از جامعه شناسى و مردم شناسى, روان شناسى, علوم سياسى كمك مى گيرد تا متناسب با روحيات و آداب و رسوم هرجامعه و طبقات و اقشار مختلف آن و شرايط جهانى برنامه ريزى نمايند.
رهبر عزيز انقلاب در اين رابطه مى فرمايند: آنها ابزارهاى متعددى را به كار گرفتند, من وقتى به وسعت ابزارهاى دشمن نگاه مى كنم مى فهمم چقدر براى اينها قضيه اهميت دارد.(7)
آمريكا تدابير مختلفى را اتخاذ نموده است; از قبيل افزايش بودجه تبليغاتى آمريكا با بيش از ده هزار كانال ماهواره اى و صدها پايگاه راديو و تلويزيونى بادهها زبان زنده دنيا به اضافه روزنامه ها, مجله ها, كتابها در تيراژهاى ميليونى و صدور انواع فيلم ها ونوارهاى ويدئويى به كشورهاى ديگر بيش از پنج هزار ايستگاه در اقصى نقاط جهان برنامه هاى راديويى صداى آمريكا را پخش مى كند. توجه صداى آمريكا به كشورهاى مسلمان افزايش زمان برنامه هاى فارسى به شش برابر و داير كردن برنامه هاى به زبان عربى به صورت شبانه روزى در اين راستا بوده كه يك نويسنده آمريكايى ماشين تبليغات آمريكا را نيرومندترين سيستم شستشوى مغزى جهان ميداند. (8)
قربانيان تهاجم فرهنگى كه اكثر آنها را قشر جوان و نوجوان جامعه تشكيل مى دهد از ديگر خصوصيات تهاجم فرهنگى است و اصولا فعالترين قشر جامعه نيز مى باشد. لذا دشمن با سعى در منزوى كردن آنها و مشغول نمودن آنها به امورى ظاهرى و مادى و بى تفاوت نمودن آنها نسبت به سرنوشت جامعه و فرهنگى خود و ضعيف النفس نمودن آنها سعى در تسخير فكر و ذهن آنها دارد.
حضرت امام(ره) در وصيتنامه سياسىـ الهى خويش به همه دلسوزان نظام اين مسإله را هشدار مى دهند و مى فرمايند: نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاى خود منحرف كنند و به سوى شرق و غرب بكشانند و دولت مردان را از بين اينان انتخاب و برسرنوشت كشورها حكومت دهند تابه دست آنان هرچه مى خواهند انجام دهند.
رهبر هوشيار انقلاب اسلامى نيز مسإله جوانان را هدف و انگيزه هاى اصلى تهاجم فرهنگى مى دانند و مى فرمايند: دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط و فحشإ سعى مى كند جوانهاى ما را از دست ما بگيرد.(9)
رهبر عظيم الشإن انقلاب درجاى ديگر مى افزايد: اگر جوان جبهه رفته ما را محاصره كردند اول به او يك ويدئو دادند, بعد وسيله تماشاى فيلمهاى جنسى و قبيح را به او دادند و شهوت او را تحريك كردند و بعد او را به چند مجلس كشاندند. آن وقت چه بايد بكنيم اين كه كسى بتواند جوانى را در اوج نيروى جوانى فاسد كند مشكل نيست به خصوص اگر مفسدين تشكيلاتى هم داشته باشند.
الان دشمن اين كار را مى كند من از شهرهاى مختلف كشور خبر دارم و اين گونه خبرها را به ما مى دهند. روز و شبى نيست كه ما از اينجور خبرها نشنويم. چه كسى غير از دشمن اينكارها را انجام مى دهد. جوان دچار شهواترانى مى شود, ايمان خود را از دست مى دهد, در اوايل كار اين جوان گريه مى كند اما به تدريج او را از راه بدر مى برند. دشمنان بچه هاى مدرسه ما بچه هاى دبيرستانى و حتى راهنمايى ما را همينجور فاسد مى كنند.
يك نفر را پيدا مى كنند و او مواد مخدر و عكسهاى وقيح را داخل مدرسه مى برد و بين بچه ها پخش مى كند.(10)
تهاجم فرهنگى از ويژگى خطرزا بودن و كارساز بودن نيز برخوردار است و به مراتب از حمله نظامى خطرناكتر و مخربتر خواهد بود. چون حمله نظامى صلابت و مقاومت ملت را تحت هر عنوان تحريك مى نمايد و منجر به عكس العمل مى گردد. اما توطئه اخلاقى و فرهنگى انسانها را تدريجا از درون مى پوساند بدون اين كه خودشان متوجه نابودى و هلاكت گردد. ولى امر مسلمين در اين زمينه مى فرمايند: براى يك ملت فاجعه فرهنگى از فاجعه اقتصادى بسيار سنگين تر و خسارت بارتر است. يورش فرهنگى از يورش نظامى بسيار بى رحمانه تر و صعب العلاج تر است. (11)
همچنين درجاى ديگر طى سخنان حكيمانه خود مى فرمايند: كارى كه از لحاظ فرهنگى دشمن مى كند نه تنها يك تهاجم فرهنگ بلكه بايد گفت يك شبيخون فرهنگى, يك غارت فرهنگى و يك قتل عام فرهنگى است.(12)
از ديگر خصوصيات و ويژگيهاى تهاجم فرهنگى اين است كه محدود به بخشى از مرزهاى يك كشور مخصوصا مرزهاى ميهن اسلامى و مجاور آن نمى باشد. همانطور كه در يك تهاجم نظامى اين محدوديت وجود دارد. يعنى تهاجم فرهنگى فراگير است و از جهت زمان و مكان و از نظر كسانى كه آماج آن قرار مى گيرند, حدو مرزى را نمى شناسد. از بعد مكان كوچه و بازار, خانه و مدرسه, ميادين ورزشى, كلوپها, سينماها, سالن تئاترها, پاركها, تفريحگاهها و... را در بر مى گيرد و از بعد زمان, شب و روز و سال و ماه را نمى شناسد و از نظر افراد, همه افراد جامعه, زن و مرد و كودك و جوان و نوجوان در معرض خطر مى باشد كه بايد مورد توجه دقيق واقع گردد.

پى نوشتها:
1 ـ پيامهاى امام خمينى ره در شش ماهه اول 1359, انتشارات نور, ص 100, سخنرانى مورخه 31/2/59.
2 ـ مارتين كانوى, آموزش و پرورش در خدمت امپرياليسم فرهنگى, ترجمه محبوبه مهاجر, انتشارات اميركبير, تهران 1367.
3 و 4 ـ اطلاعات مورخه, 23 آذر ماه سال 70.
5 ـ سخنرانى امام, مورخه 4/8/58.
6 ـ سوره انفال, آيه 30.
7 ـ سخنرانى مقام معظم رهبرى, مورخه 21/5/71.
8 ـ منصورى, جواد, جنگ فرهنگى عليه انقلاب اسلامى, ص 22.
9 ـ سخنرانى رهبرمعظم انقلاب اسلامى در تاريخ 22/4/71.
10 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در تاريخ 22/4/71.
11 ـ سخنرانى ولى امر مسلمين در تيرماه 66.
12 ـ همان, در تاريخ 22/2/71.

فهرست و منابع و مإخذ:
الف) كتب:
1 ـ آل احمد, جلال, غربزدگى, انتشارات فردوسى, 1373.
2 ـ روح الامينى, محمود, زمينه فرهنگ شناسى, انتشارات پيام نور, 1373.
3 ـ دوبرولاسكى, فرهنگ روستايى دركتاب مسائل جامعه شناسى روستايى, ترجمه مصطفى ازكيا و همكارانش, انتشارات روزبهان, 1368.
4 ـ دهخدا ـ لغتنامه فرهنگ دهخدا ـ واژه فرهنگ.
5 ـ مارتين كانوى, آموزش و پرورش در خدمت امپرياليسم فرهنگى, ترجمه محبوبه مهاجر, انتشارات امير كبير, تهران 1367.
6 ـ منصورى, جواد, جنگ فرهنگى عليه انقلاب اسلامى.
ب) سخنرانيها و روزنامه ها:
1 ـ اطلاعات مورخه 23 آذر ماه سال 70.
2 ـ پيام هاى امام خمينى(ره) در شش ماهه اول 1359, انتشارات نور, سخنرانى مورخ 31/2/59.
3 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى, مورخ 21/5/71.
4 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضإ سازمان تبليغات اسلامى, مورخ 1/10/68.
5 ـ سخنرانى امام, مورخ 4/8/58.
6 ـ سخنرانى ولى امر مسلمين در تيرماه 66.
7 ـ سخنرانى حضرت آيه الله خامنه اى, مورخ 22/4/71.
8 ـ سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامى, مورخ 22/4/71.
 

منبع: ماهنامه فرهنگ کوثر، شماره 41و 43
 

 
© کلیه حقوق سایت « معروف یاران » متعلق به معاونت امر به معروف و نهی از منکر نمسا می باشد.  www.MaroofYaran.com