فرهنگ سازمانی گستره ای است كه رفتار كاركنان
هرسازمان را رقم می زند .ارزش هاوایده ال های هرسازمان همچنین الگو
های رفتاری كاركنان دراین گستره تعریف می شود .امربه معروف ونهی از
منكررفتاری اسلامی است كه در گسترة فرهنگ اسلامی معنا و جایگاه
پیدا می كند .درصورتیكه فرهنگ سازمانی اسلامی نباشد هنجار امر به
معروف ونهی از منكر در آن جایگاه مطلوبی ندارد وبه معنای دیگری غیر
از آنچه در فرهنگ اسلامی است تفسیر می گردد . سازمان های
دیوانسالار ایرانی به شیوة جدید ,در دوران پهلوی شكل گرفتند
وتاكنون كه حدود سی سال از انقلاب اسلامی می گذرد , علی رغم
هشدارهای حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری ,تغییر اساسی در آنان
ایجاد نشده است . الگوهای فرهنگ سازمانی رشد یافته در دوران انقلاب
اسلامی و بعد از آن چندان دوام – مانند فرهنگ جهادی – و یا چندان
گسترشی – مانند فرهنگ سازمانی بسیج – نیافتند .بنابراین در اغلب
سازمان های بخصوص دولتی , فرهنگ سازمانی سكولار جاری است . در چنین
فرهنگی امر به معروف ونهی از منكر جایگاه فرهنگی ندارد .در این
مقاله ضمن معرفی فرهنگ سازمانی سازمان های رشد یافته در دوران
پهلوی و فرهنگ سازمانی سازمان هائی كه می تواند بر اساس ارزش های
اسلامی رشد كند , موانع موجود بر سر راه اسلامی شدن سازمان های
موجود را بیان می داریم . راه های برون رفت از این بحران پایان بخش
مقاله خواهد بود.
مقدمه
فرهنگ سازمانی گستره ای است كه رفتار كاركنان هر سازمان را رقم می
زند . تاكنون از مفهوم فرهنگ تعاریف زیادی ارائه شده است . در این
مقاله ما فرهنگ رابه "مجموعة ادراكات انسانی كه به توافق جمعی
رسیده باشد و آثار آن " تعریف می نمائیم . بر اساس آموزه های قرآنی
هر انسان دارای سه وسیلة شناخت تحت نام های حس ,عقل و دل می باشد (
مطهری ,1361 :42-27 ) . بنا به تعریف فوق ,مجموعه ادراكات حاصل از
حس ,عقل و دل كه در یك اجتماع ویا جامعه به توافق رسیده باشد فرهنگ
را به وجود می آورد .می توانیم به مجموعة ادراكات ناشی از حس نام
محسوسات ,مجموعة ادراكات ناشی از عقل نام معقولات و مجموعة ادراكات
ناشی از قلب نام اشراقات یا باورها بنهیم .اشراقات یا باورها در
واقع نظام ارزش های هر فرد را تشكیل می دهند .در بعد اجتماعی
مجموعه دریافت های حسی یا محسوسات به توافق رسیده جمع , مجموعه
تكنولوژی یا فنآوری اجتماعی و مهارت ها را تشكیل می دهد .در این جا
منظور ما از فنآوری دریافت های " چگونگی" انجام كار های مختلف است
و"مهارت" درجة این چگونگی را به طور نسبی بیان می دارد. مجموعه
ادراكات عقلی جمعی , علم و معرفت جامعه را تشكیل می دهد و مجموعة
اشراقات یا باورهای جمعی ,منتهی به نظام ارزش هاو اخلاق جمعی جامعه
می شود .سه مجموعة "فنآوری و مهارت ها" , "علم و معرفت"و "نظام
ارزش ها واخلاق جمعی ",ابعاد مختلف هر فرهنگ را تشكیل می دهند.باید
دانست كه این سه مجموعه اجزاء گسسته از یكدیگر نیستند .بلكه ابعاد
سه گانة فرهنگ را می سازند .نسبت برقرار میان فنآوری و مهارت
ها,علم و معرفت ونظام ارزش ها واخلاق جمعی به گونه ایست كه اگر سه
كرة تو در تو را در نظر آوریم ,نظام ارزش ها واخلاق جمعی كرة مركزی
, علم و معرفت كرة میانی و فن آوری ومهارت ها كرة بیرونی را تشكیل
می دهد .به این ترتیب می توانیم بگوئیم كه فنآوری و مهارت ها از
نظام ارزش ها و اخلاق جمعی رقیق تر می باشد .
فرهنگ سازمانی مجموعة ارزش ها واخلاق ,دانش ها ومنش های پذیرفته
شده یا مرسوم درهر سازمان است.ارزش ها وایده ال های هر سازمان
همچنین الگوهای فكری ورفتاری كاركنان در این گستره تعریف می شود.
فرهنگ سازمانی وابسته به وجود افراد نیست و از نسلی به نسل دیگر به
ارث می رسد. تغیرات فرهنگی به تدریج انجام می شود وقواعد مخصوص به
خود دارد.
فرهنگ هر جامعه را از نظر سطح تحقق و عمق می توان به سه لایه تقسیم
نمود :«فرهنگ بنیادی»,«فرهنگ تخصصی »و«فرهنگ عمومی ».فرهنگ بنیادی
ریشه های اصلی فرهنگ است وجهت كلیة عناصر فرهنگی را معین می كند
.فرهنگ تخصصی زمینة اجرای اهداف فرهنگ بنیادی را تبیین و روشن می
نماید و فرهنگ عمومی بخش عملیاتی و اجرائی نظام فرهنگی می باشد.
نتیجة بنیان های فرهنگی معین شده در فرهنگ بنیادی و طراحی ها و
تبیین های فرهنگ تخصصی ,در فرهنگ عمومی شكل عملیاتی به خود می
گیرد.این سه سطح از فرهنگ را نیز مانند سه بعد از فرهنگ كه قبلاً
از آنان یاد شد, می توانیم به سه كرة تو در تو تشبیه نمائیم كه
فرهنگ بنیادی كرة مركزی و فرهنگ عمومی كرة بیرونی را تشكیل دهد.
امر به معروف ونهی از منكر رفتاری اسلامی است كه در گسترة فرهنگ
اسلامی معنا و جایگاه پیدا می كند .این رفتار در فرهنگ عمومی از
زیر بنای خاصی درفرهنگ تخصصی و نیز در فرهنگ بنیادی اسلامی
برخوردار است .در صورتیكه فرهنگ سازمانی اسلامی نباشدهنجار امر به
معروف ونهی از منكر در آن جایگاه مطلوبی ندارد وبه معنای دیگری غیر
از آنچه در فرهنگ اسلامی است تفسیر می گردد. بنابراین نه اجرا
كنندة این هنجار احساس مشابه با احساس آمر به معروف و ناهی از
منكردر سازمانی با فرهنگ اسلامی دارد ونه شنوندة آن از چنین
برداشتی برخوردار است .پر واضح است كه در چنین حالتی اثر امر به
معروف ونهی از منكر اثر مطلوب خود در فضا و محیط فرهنگ اسلامی
نخواهد بود.
سازمان های دیوانسالار ایرانی به شیوة جدید, در دوران پهلوی شكل
گرفتند و تا كنون كه حدود سی سال از انقلاب اسلامی می گذرد , علی
رغم هشدارهای حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری,و میل كارگزاران
,تغییر اساسی در آنان ایجاد نشده است . الگوهای فرهنگ سازمانی رشد
یافته در دوران انقلاب اسلامی و بعد از آن، مانند فرهنگ جهادی و
فرهنگ سازمانی بسیج چندان گسترشی نیافتند و در اغلب سازمان های
بخصوص دولتی هنوز فرهنگ سازمانی قبل از انقلاب جاری است . فرهنگ
سازمانی این سازمان ها نشأت گرفته از فرهنگ غرب است . در چنین
فرهنگی امر به معروف ونهی از منكر جایگاه مطلوبی ندارد.
در این مقاله ضمن معرفی فرهنگ غرب و فرهنگ اسلامی جایگاه امر به
معروف ونهی از منكر در هر دو فرهنگ را بیان می داریم و موانع موجود
بر سر راه اسلامی شدن فرهنگ سازمانی كشورمان را بر شمرده تلاش می
نمائیم راه حلی جهت تحقق فرهنگ سازمانی اسلامی كه می تواند زمینه
ساز اجرای فریضة امر به معروف ونهی از منكر باشد ارائه نمائیم.
الگوی فرهنگ
گفته شد كه می توانیم سه بعد و نیز سه لایه ی فرهنگ را مانند سه
كره تو در تو در نظر بگیریم. از جهت دیگری می توان گفت میان فنآوری
و مهارت ها,علم و معرفت و نظام ارزش ها و اخلاق جمعی ونیز فرهنگ
عمومی , فرهنگ تخصصی وفرهنگ بنیادی رابطة به ترتیب روبنائی وزیر
بنایی هم وجود دارد ضمن این كه عوامل روبنائی به نوبة خود در عوامل
زیر بنائی مؤثر می باشند .عناصر زیر بنائی تاًثیر پذیری شان كمتر و
تعیین كنندگی شان بیشتر است .در ضمن باید گفت كه به علت تغییرات و
تحولات فرهنگی در زمان , ترسیم سه كرة منظم متحدالمركز و با
تركیبات هندسی كامل در مورد این سه بعد و یا لایه ها در هیچ جامعه
ای تقریباً ممكن نیست. در همة جوامع تغییر و تحولات به گونه ای است
كه دائم توازن و تعادل ها به هم خورده و تلاش های آگاهانه
وناآگاهانه برای رسیدن به تعادل در حال انجام است.
جهت گیری انسان ها درهرفرهنگی توسط ارزش ها واخلاق جمعی رقم می
خورد. برای عمل نمودن به ارزش هاواخلاق جمعی,لازم است دانش ومعرفت
متناسب باآن به وجودآیدوچگونگی عملیاتی شدن آن
با فنآوری ومهارت ها مشخص شود. اگر به گونه دیگری به این ابعاد
بنگریم می توانیم بگوئیم كه هر عنصرفرهنگی در راستای ارزش ها
واخلاق جمعی قرار دارد, با علم و معرفت تعریف و تبیین می شود وبا
فناوری ومهارت چگونگی به اجرا در آمدن تعیین می گردد.
برای دست یابی به الگوی فرهنگی هر جامعه با توجه به اینكه هر فرهنگ
دارای سه بعد می باشداگرسه بعد فرهنگ را در سه لایه ی فرهنگ های
بنیادی ,تخصصی و عمومی ضرب كنیم ماتریس زیر برای كل مجموعه ی فرهنگ
به دست می آید. به عبارت دیگر در این ماتریس به دنبال كشف سه بعد
سه فرهنگ بنیادی ,تخصصی و عمومی در ارتباط با یكدیگر به طوری كه سه
لایه بودن این سه نوع از فرهنگ نیز فراموش نشود هستیم .
ماتریس یا الگوی فرهنگ
|
ابعاد لایه های فرهنگ
|
نظام ارزش ها واخلاق
جمعی |
علم و معرفت |
فنآوری و مهارت ها |
|
بنیادی
|
ارزش ها واخلاق
بنیادی |
علوم و معارف بنیادی |
فنآوری و مهارت های
بنیادی |
|
تخصصی
|
ارزش ها واخلاق
تخصصی |
علوم و معارف تخصصی |
فنآوری ومهارت های
تخصصی |
|
عمومی
|
ارزش ها واخلاق
عمومی |
معرفت عمومی |
فنآوری و مهارت های عمومی |
در مطالعة كامل هر فرهنگ و یا پدیدة فرهنگی می
باید ماتریس فوق از ابعاد لایه های آن را مورد مطالعه قرار داد .
اصطلاحات عناصر موجود در فرهنگ غرب
الگو یا ماتریس اصلاحات موجود در فرهنگ غرب
|
ابعاد لایه های فرهنگ
|
نظام ارزش ها واخلاق
جمعی |
علم و معرفت |
فنآوری و مهارت ها |
|
بنیادی
|
انسانگرائی ودنیاگرائی و لذت جویی |
خرد گرائی محض و عقل ابزاری |
عملگرائی واصالت فایده |
|
تخصصی
|
فلسفه,مبانی علوم و هنرها وعلوم انسانی رایج |
هنرهای تخصصی و علوم پایه وعلوم انسانی رایج |
علوم مهندسی وكاربردی رایج |
|
عمومی
|
ارزش ها وعقاید عمومی وهنجارهای اخلاقی رایج در جوامع
غربی |
هنرها و دانش ومعرفت عمومی بشری مبتنی بر علوم پایه
وعلوم انسانی رایج |
شیوة های زندگی مدرن |
فرهنگ غرب پس از رنسانس نظام ارزش ها و اخلاق بنیادی خود را بر
«انسانگرائی» (Humanism ) , «دنیا گرائی» (Secularism) و« لذت
جوئی» (Leisure SeeKing) بنیان نهاد . علوم ومعارف بنیادی را بر
اساس « خرد گرائی محض» (RationaIism) و« عقل ابزاری» تنظیم نمود .
و فن آوری و مهارت ها را بر اصل «عملگرائی» ( Pragmatism ) و
«اصالت فایده» ( Utilitarianism) قرار داد . ارزش ها واخلاق تخصصی
مبتنی بر بنیان های فوق از طریق دانشمندان و دیگر تولید كنندگان
فرهنگی بر دانشگاه ها و دیگر مؤسسات تخصصی حاكم شد . علوم و معارف
تخصصی از طریق دانشگاه ها و دیگر مؤسسات علمی عالی در رشته های
مختلف بر اساس اصول فرهنگ بنیادی فوق شكل گرفت و گسترش یافت . فن
آوری و مهارت های تخصصی نیز از طریق دانشكده های مهندسی و دیگر
علوم كاربردی شكل گرفت .نتیجه ی این تولیدات علمی با ابزارهای نشر
فرهنگ مبدل به ارزش ها و اخلاق اجتماعی گشت و دانش عمومی مردم را
شكل داد و در نهایت شیوه ی زندگی آنان را تعریف نمود . و وسایل
ارتباط جمعی ,مدارس اعم از ابتدائی و متوسطه ,و دستگاه های هنری و
هنرمندان وسیله برای مبدل كردن دست آوردهای فرهنگ تخصصی به فرهنگ
عمومی شدند . در ضمن تعامل متقابل این پدیده ها با یكدیگر فراموش
نشود. یك رابطه ی خطی صد در صد به نحوی كه توضیح داده شد بین عوامل
فوق برقرار نبود بلكه عناصر فرهنگ عمومی به نوبه ی خود بر فرهنگ
تخصصی و آنان بر فرهنگ بنیادی تاًثیر خود را داشته اند.
با توجه به خصلت هر یك از اجزاء به دست آمده در خصوص فرهنگ رایج در
غرب می توان گفت انسانگرائی , دنیاگرائی ولذت جوئی در واقع ظرفیت
فرهنگ مسلط جهانی را تعیین می كند .یعنی این فرهنگ تا جائی كه این
سه مفهوم اجازه می دهند قدرت بسط و گسترش دارد و به عبارتی دیگر
,خطوط قرمز در این فرهنگ با عوامل فوق معین می شود .در محدودة این
فرهنگ هیچ كس حق ندارد این ارزش های بنیادین را بشكند . جهت این
فرهنگ با فلسفه ,مبانی علوم و هنرها وعلوم انسانی رایج مشخص می
گردد. به هر كجا كه فلسفه ,مبانی علوم و هنر ها وعلوم انسانی رایج
فرهنگ را هدایت كنند به همان سو می رود .عاملیت تحقق جهتی كه فلسفه
,مبانی علوم وهنر ها وعلوم انسانی رایج مشخص می كند به عهدة ارزش
ها وعقاید عمومی وهنجارهای اخلاقی رایج در جوامع غربی است. به
عبارت دیگر ارزش ها وعقاید عمومی وهنجار های اخلاقی رایج در جوامع
غربی امروزه عامل تحقق این فرهنگ می باشند .
محور ساختار فرهنگ غرب بر خردگرائی محض و عقل ابزاری استوار است
.هنرهای تخصصی و علوم پایه و علوم انسانی رایج خصلت یاظرفیت تصرفی
فرهنگ را معین می كنند .یعنی این كه تا چه حدقدرت تصرف توسط این
فرهنگ وجود دارد وابسته به دانش های ذكر شده است .هنرها ودانش
ومعرفت عمومی به تبع دو عامل فوق حاصل می گردد.از این روبه آن
ساختارتبعی می گوئیم .
عملگرائی و اصالت فایده هماهنگ كننده فعالیت های مردم متخلق به این
فرهنگ می باشند. یعنی هرعملی كه می خواهد انجام گیرد حول محور
عملگرائی واصالت فایده با دیگر عوامل موجود در این فرهنگ هماهنگ می
شود .علوم مهندسی وكاربردی رایج وسیله به حساب می آیند و شیوة
زندگی مدرن زمینة فعالیت های این فرهنگ را فراهم می نماید .
در فرهنگ اسلامی توحید , دنیا - آخرت گرائی و حق محوری ظرفیت را
تعیین می كنند .كلام ,فلسفه , مبانی هنرها ومبانی علوم انسانی
اسلامی تعیین كننده جهت , فرهنگ می باشند . عقاید عمومی و ارزش ها
و هنجارهای اخلاقی اسلامی (عدالت خواهی , ظلم ستیزی , جوانمردی و
...) عاملیت فرهنگ اند . یعنی آن را عملیاتی می كنند . عقلانیت
دینی ( اعتقاد به واقعیت غیب و مشهود ) محور ساختار فرهنگ و علوم
قرآنی , رجال , در ایه , تفسیر , هنرهای تخصصی و علوم پایة مبتنی
بر فرهنگ بنیادی اسلامی و علوم انسانی اسلامی ظرفیت تصرفی , فرهنگ
را می سازند .هنرها و دانش ومعرفت عمومی اسلامی ساختار تبعی است
.تنظیم امور بر اساس تقوای الهی به عنوان هماهنگ كننده , صورت می
پذیرد .فقه ,علوم مهندسی و كاربردی متناسب با فرهنگ اسلامی وسیله
اجرای فرهنگ و شیوة زندگی مبتنی بر عدل و قسط زمینه فرهنگ اسلامی
می باشد .
جایگاه امر به معروف ونهی از منكر در دو نظام فرهنگی
امر به معروف ونهی از منكر در حیطة فرهنگ عمومی اسلامی قرار می
گیرد .این دو اصل جزء فروع دین هستند بنابراین در خانة عقائد عمومی
ارزش ها و هنجارها و اخلاق قرار می گیرد . در مكتب لیبرالیزم نصیحت
دیگران پذیرفته نیست .زیرا اصل« اصالت انسان» می گوید كه هر كس به
اندازة لازم دارای فهم وشعور است و كسی حق ندارد دیگری را نصیحت
كند .بر عكس در ارزش های اسلامی نصیحت هدیه ایست كه مؤمن به مؤمن
می دهد ." المؤمن مرآت المؤمن "مؤمن آینة مؤمن است .یعنی عیب و حسن
او را دائم به یاد او می آورد .این شیوه ایست كه اگر در جامعه جاری
شود هر كس در هر زمان بدون سوء ظن به رفتار دیگران , زندگی می كند
.همیشه مطمئن است كه اگر حسن و عیبی داشته باشد برادر یا خواهر
مؤمن او به او یاد آور می شود .این دو اصل نشأت گرفتة از حق محوری
و« دنیا - آخرت »گرائی است .این دو اصل متضمن تقوا و عمل به وظیفه
و برای رضای خداست .این دو اصل با اصالت عمل و فایده سازگار نیست
.به طور كلی با مجموعة جدول فرهنگ غرب سازگاری ندارد . آثار به جا
مانده از فرهنگ اسلامی جامعة ما مشحون از نصایح ناب است كه با
لطافت و زیبائی بیان شده است .كتاب بوستان و گلستان سعدی كه از
جمله آثار ارزشمند در فرهنگ ما هستند و هر ساله جزء پر فروش ترین
كتاب های سال محسوب می شوند ,مملو از نصایح نغز و شیرین هستند.
جایگاه امر به معروف ونهی از منكر در سازمان ها
سه ركن اساسی در هر سازمانی در كار و فعالیت است .قوانین ,كاركنان
و امكانات .كاركنان خود به سه دسته تقسیم می شوند : مدیریت ,هیئت
مدیره وكاركنان .رابطة بین این عوامل را می توان در جدول زیر خلاصه
نمود :
جدول عوامل مؤثر در سازمان و مدیریت
|
|
جهت ساز |
مكان ساز |
زمان ساز |
|
كاركنان |
مدیر |
هیئت مدیره |
كارمندان |
|
قوانین و مقررات |
قوانین و مقررات حوزة مدیریتی |
قوانین و مقررات مشاوره ای |
قوانین و مقررات اجرائی |
|
امكانات |
امكانات مدیریتی |
امكانات توزیعی |
امكانات اجرائی |
در جامعة ایران كاركنان مسلمانند اما ردیف قوانین و مقررات برگرفته
از نوع سازمان سازی در غرب می باشد .در فرهنگ غرب به علت تسلط سه
اصل انسان گرائی ,دنیا گرائی و لذت جوئی ,در همة زمینه های فرهنگی
گرایش غالب سلطه گری به وجود می آید .با توجه به سه اصل یاد شده
,در فرهنگ غرب انسان اشرف موجودات است نه اشرف مخلوقات .بنابراین
می باید اشرف بودن خود بر همة موجودات را اعمال نماید .این عمل در
حیطة اجتماعی به وسیلة سازمان اعمال می شود .از این روست كه فرهنگ
سازمانی گرایش فرهنگ سلطه را می یابد نه فرهنگ مبتنی بر عدالت .به
این ترتیب قوانین و مقررات موجود در سازمان های رسمی امروز ایران
متضمن سلطه است .این سلطه از مناصب موجود در سازمان شروع می شود و
به مناسبات بین كاركنان وکارکنان با ارباب رجوع تسری می یابد .هر
كس در حیطة وظایف خود مسئول و مسلط است .هیچ كس اجازة نصیحت به كس
دیگری را ندارد .فقط ما فوق می تواند بر حسب میزان اقتدار قانونی
خود به زیر دست دستور دهد .امكانات اداری نیز در همین راستا در
اختیار نیروهای مختلف قرار می گیرد .
در یك نظام اسلامی عدالت و انصاف و جوانمردی به علت حاكمیت سه اصل
توحید ,دنیا –آخرت گرائی وحق محوری در همة امور جاری است .این ارزش
ها می باید در توزیع مناصب و روابط بین كاركنان وكاركنان و ارباب
رجوع حاكم شود .در پرتو این ارزش هاست كه همه در برابر قانون برابر
می شوند وهیچ كس برای خود حق ویژه قائل نمی شود وطلب نمی كند .سلطه
گری در این نظام فرهنگی مردود است .هر چه هست برای عدالت و حاكمیت
قسط است .عدالت حكم می كند هر كس در منصبی قرار گیرد كه جایگاه
اوست و اعمال قسط به همه تكلیف می كند در این راستا بكوشند .قسط می
گوید اگر كسی در جای خود نیست او را در جای خود بنشانند .وقتی
توزیع مناصب بر اساس شایستگی هاشد امر به معروف ونهی از منكر كمك
به حال كسی است كه از روی نسیان و یا سهو به وظیفة خود عمل نكرده
است .اگر چنین شد كسی كه امر به معروف ویا نهی از منكر می شود
ممنون آمر به معروف و ناهی از منكر است .در فضای فرهنگ سلطه امر به
معروف ونهی از منكر توهین به حساب می آید .در فضای فرهنگ عدالت و
قسط امر به معروف ونهی از منكر تصحیح قلمداد می شود .امكانات اداری
می باید برهمین اصل و اساس توزیع شود .در چنین نظامی امر به معروف
ونهی از منكر ارائة امكان تلقی می شود .به كسی كه امر به معروف
ونهی از منكر می شود با ارائة این خدمت امكان خدمت رسانی بیشتر
ارائه می شود .
راه حل
برای برون رفت از شرایط فعلی لازم است اصل شایسته سالاری وجهة همت
همة مسئولین نظام قرار گیرد و هر كس در منصبی قرار گیرد كه جای
اوست .در مرحلة بعد می باید قوانین اداری به گونه ای تعییر كند كه
متضمن عدالت ,انصاف و جوانمردی باشد نه سلطه گری . می باید اصل
خدمت گذاری در همة ادارات محور فرهنگ سازمانی قرار گیرد .هركس و یا
هر اداره ای كه نمی تواند خدمتی ارائه كند عدمش به ز وجود است . در
مناصب اداری نیز اگر منصبی خدمتی سر نمی زند می توان آن منصب را
حذف كرد . مشی رضاخان در تأسیس ادارات دولتی در ایران ساختن پست
برای توزیع در آمد نفت
بود امروز می باید سایة شوم این قاعده را از سر ادارات كشور رفع
كرد و اصل خدمت رسانی را حاكم كرد .صورت خدمات سالانة هر كارمند و
یا هر سازمان می باید جایگاه امكانات در اختیار او را تعیین كند
.این اصل تا حدی می تواند پیش رود كه به حذف یك كارمند و یا یك پست
منجر شود .در چنین فضائی امر به معروف ونهی از منكر خود ارائه یك
امكان جدید برای افزایش امكان خدمت رسانی بیشتر توسط یك فرد و یا
یك سازمان است .
منابع
1- پناهی , محمد حسین , اسلامی كردن یا بومی كردن علوم اجتماعی
؟(1379) ,حوزه و دانشگاه , كتاب سوم , قم: پژوهشكدة حوزه و دانشگاه
.
2- دفتر فرهنگستان علوم اسلامی , (1382)نرم افزار مهندسی تمدن
اسلامی ,قم : معاونت پژوهشهای بنیادی ,دفتر فرهنگستان علوم اسلامی
.
3- دفتر همكاری حوزه و دانشگاه ,(1363) جامعه شناسی اسلامی ,قم
:دفتر همكاری حوزه و دانشگاه
4- زاهد زاهدنی ,سید سعید ,(1383) انواع جامعه شناسی اسلامی , مجید
كافی ,دین و علوم اجتماعی , قم :پژهشكدة حوزه و دانشگاه , صص 74-61
.
5- زاهد زاهدنی ,سید سعید (1370) مبانی روش تفكر اجتماعی در اسلام
,تهران : بهینه .
6- مصباح یزدی ,محمد تقی .(1378) رابطة ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی
با علوم انسانی .حوزه و دانشگاه .قم :پژوهشكدة حوزه و دانشگاه ,صص
90-74 .
7- مصباح یزدی ,محمد تقی .(1378) علوم و دین (رابطه ,مرزهای دلالت
و انتظارات ) .حوزه و دانشگاه .قم :پژوهشكدة حوزه و دانشگاه صص
125-112 .
8- مطهری ,مرتضی ,(1361)شناخت در قرآن ,تهران :پاسدارن انقلاب
اسلامی
9- مطهری ,مرتضی ,(1359) ,جامعه و تاریخ ,قم :انتشارات صدرا .
10. Rassel , Bertrand,(1971)Sixth Imp. History of Western
PhiIosphy. Kent:Unwin University Books .
منبع : ستاد احیاء امر به معروف و
نهی از منکر استان فارس