معروف و منكر در قرآن و سنت(بخش دوم)


سید محمود مدنی

اهداف و آثار

همه واجبات، اهداف و مصالحى دارند كه به واسطه آن مصلحت ها واهداف واجب شده اند. اين مصالح گاه آشكار است و گاه پنهان. هدف امر به معروف و نهى از منكر بسيار آشكار است. لفظ و عنوان اين واجب نشان مى دهد كه هدف آن واداشتن مردم به ارزشهاى الهى وبازداشتن آنها از محرمات و مناهى خداوند است; به ديگر عبارت،پاكسازى فرد و جامعه از ناشايستگى ها و آراستن به نيكى ها هدف نهايى امر به معروف و نهى از منكر است.

در روايات نيز به اين هدف و اهميت و پاداش بسيار بزرگ آن بسيار اشاره شده است.

مهمترين رهاورد اين فريضه عبارت است از:

1- رحمت بى پايان الهى و بهشت و نعمتهاى اخروى
(المؤمن و المومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف...اولئك سيرحمهم الله ان الله عزيز حكيم وعدالله المؤمنين والمومنات جنات تجرى من تحتهاالانهار. (1)

مردان و زنان مؤمن برخى سرپرست برخى ديگرند. يكديگر را امربه معروف و نهى از منكر مى كنند... خدا ايشان را رحمت كند. به راستى خداوند شكست ناپذير و حكيم است. خداوند مردان و زنان مؤمن را به بهشت هايى كه در آن شهرهايى جارى است وعده مى دهد.

2- فلاح و رستگارى
در برخى از آيات، فلاح و رستگارى درگرو امر به معروف و نهى ازمنكر شمرده شده است.

(ولتكن منكم امه يدعون الى الخير و يامرون بالمروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون (2)

بايد گروهى از شماباشند كه دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر كنند; و ايشان رستگارانند.

3- آمران به معروف شايستگانند
(يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر اولئك من الصالحين امر به معروف و نهى از منكر مى كنند. ايشان از شايستگانند.

4- نجات از عذاب الهى
(انجينا الذين ينهون عن السود و اخذنا الذين ظلموانجات داديم آنان را كه از زشتى ها نهى مى كردند و آنان را كه ستم مى كردند، به عذاب گرفتار كرديم.

5- شركت در ثواب اعمال ديگران
(و من شيفع شفاعه حسنه يكن له نصيب منها (5)

هركس به كار نيكى تشويق كند و ديگران را به نيكى ها دعوت كند(و وادارد)از آن بهره مى برد. شفاعت به معنى جفت و ضميمه شدن در انجام دادن كار است. گاه مراد شفاعت در آخرت است كه شفاعت كننده با گنه كار همراهى كرده،او را به بهشت هدايت مى كند. شفاعت كننده گاه در دنيا تحقق مى يابد، يعنى فرد، با هدايت و امر به معروف، ديگران را همراهى كرده، به صراط مستقيم رهنمون مى شود. در تفسير نورالثقلين آمده است:

رسول الله(ص)فرمود: «من امر بمعروف و نهى عن المنكر اودل على خير او اشار به فهو شريك و من امر بسوء او دل عليه اواشاره به فهو شريك.» (6)

آن كه امر به معروف مى كند يا از منكرى باز مى دارد يا راهنايى به خير و نيكى كند يا اشاره اى به نيكى و خير كند، در(ثواب)آن عمل شريك است; و آن كه به زشتى فرمان دهد يا بدان راهنايى كندو يا به آن اشاره كند نيز(در مجازات و آثار آن) شريك خواهدبود.

آن حضرت همچنين فرمود: «الدال على الخير كفاعله » (7)

6- همراهى معصومان
رسول اكرم(ص)مى فرمايد: كسى كه يك شيعه را هدايت و ارشاد كندو شريعت را به وى تعليم دهد، با ما در جايگاه رفيع و والا همراه خواهد بود. (8)

امام صادق(ع)مى فرمايد: علماى شيعه اى كه مرزهاى عقيدتى را پاس مى دارند و از تسلط شيطان و دشمنان بر شيعيان جلوگيرى مى كنند،يك ميليون بار از مجاهدان صحنه جنگ برترند. (9)

7- ارزشمندتر از جان زمينيان
مردى كسى را كشت. فرزند مقتول او را به محضر امام سجاد(ع)آورد تا قصاص شود. حضرت فرمود: آيا قاتل حقى برگردن شماندارد؟

عرض كرد: چرا، او توحيد و نبوت و امامت را به ما تلقين كرده ولى اين به اندازه خون پدر ما نيست. حضرت فرمود:

«والله هذا يفى بدماء اهل الارض كلهم مناالاولين و الاخرين سواالانبياء و الائمه » (10)

به خدا سوگند، اين عمل هم سنگ جان تمام اهل زمين از اولين وآخرين(جز انبياء و ائمه)است.

امام صادق(ع)فرمود: «لايتكلم الرجل بكلمه حق يوخذ بها الا كان له مثل اجر من اخذبها» (11)

مردى سخن حقى را بگويد و ديگران به آن عمل كنند، براى اوهمانند پاداشى كسانى است كه به آن سخن عمل كرده اند.

8- مقامى ويژه در قيامت
رسول خدا(ص)فرمود: «الا حدثكم عن اقوام ليسوا بانبياء و لاشهداء يغبطهم يوم القيامه الانبياء و الشهداء بمنازلهم من الله على منابر من نورفقيل: من هم قال هم الذين يحببون عبادالله الى الله و يحببون عبادالله الى يامرونهم بما يجب الله و ينهونهم عمايكره الله فاذا اطاعوهم احبهم الله.» (12)

آيا با شما سخن نگويم از كسانى كه از پيامبران و شهدا نيستندولى پيامبران و شهيدان از مشاهده مقام آنان مسرور مى شوند كه چه جايگاه والاى نزد خدا دارند و برچه جايگاههاى نورانى تكيه زده اند. يكى از اصحاب عرض كرد: اى رسول خدا! كيانند؟ فرمود: كسانى هستند كه بندگان خدا را نزد خدا و رسول خدامحبوب مى سازند. بندگان خدا را به معروف و آنچه خدا دوست دارد فرمان مى دهند واز آنچه خدا نمى پسندد، باز مى دارند و چون بندگان خدا به امر ونهى آنان عمل كنند، خداوند آنها را دوست خواهدا داشت.

در پاورقى بحارالانوار آمده است: منظور از غبطه، سرور است نه تمناى منزلت آنها.

آثار ترك امر به معروف و نهى از منكر

همان گونه كه با انجام دادن فرمانهاى الهى سعادت دنيا و آخرت فرد و جامعه تامين مى شود، عمل نكردن به اين دستورها نيز عواقب سخت دنيوى و اخروى خواهد داشت. آثار ترك امر به معروف و نهى ازمنكر به طور خلاصه عبارت است از:

1- لعن الهى و دور شدن از رحمت خداوند
(لعن الذين كفروا من بنى اسرائيل على لسان داود و عيسى بن مريم.... كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه. (13)

لعنت شدند آن دسته از نبى اسرائيل كه كفر ورزيدند به زبان حضرت داود و عيسى بن مريم... ايشان، چون كار زشتى مرتكب مى شدند،يكديگر را نهى نمى كردند.

نكته مهمى كه در تفسير اين آيه وجود دارد آن است كه لعن وطرد و مسخ بنى اسرائيل هنگامى واقع شد كه امر به معروف را به طور كلى ترك نكرده بودند و تنها آن را كامل و صحيح انجام نمى دادند.

على(ع)فرمود: «لما وقع التقصير فى بنى اسرائيل جعل الرجل منهم يرى اخاه على الذنب فينهاه فلاينتهى فلايمنعه من ذلك ان يكون اكيله وجليسه و شريبه حتى ضرب الله عزوجل قلوبهم بعضهم ببعض و نزل فيهم القرآن حيث يقول الله عزوجل لعن الذين كفروا من بنى اسرائيل...» (14)

چون تقصير و كوتاهى(در وظيفه)در بنى اسرائيل واقع شد، مردى از آنان برادر خود را درحال گناه مشاهده مى كرد او را نهى ازمنكر مى كرد; ولى گنه كار از عمل زشت خود دست بر نمى داشت، اصراراو برگناه مانع رفت و آمد و خوردن و آشاميدن و مجالست با اونمى شد.(به مجالست با گناه كار ادامه مى دادند.)تا اين كه خداوندقلبهاى برخى را متمايل به قلبهاى ديگران ساخت و در باره آنان آيه قرآن نازل شد. آن جا كه مى گويد: لعن شدند آنان كه كفرورزيدند از بنى اسرائيل.. .

1- نظير همين روايت از رسول اكرم(ص)نيز نقل شده است. (15)

اين عقاب و لعن وطرد يك سنت الهى است و در مورد همه كسانى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند، تحقق مى يابد. رسول الله(ص)مى فرمايد:

«والله لتامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و لتاخذون على ايدى الظالم و لتاطرنه على الحق اطرا او ليضربن الله بقلوبكم بعضكم على بعض ثم يلعنكم كما لعنهم.» (16)

به خدا سوگند، همانا امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد; ودست ستمگران را مى گيريد و آنان را مجبور مى كنيد به حق روى آورند و گرنه خداى برخى شما را داخل در بعض ديگر مى كند.(آنان را كه گناه نكرده، نهى از منكر نيز نكردند در گروه گنه كاران داخل مى سازد.)و سپس همه شما را لعنت خواهد كرد.

امام صادق(ع)به محمدبن مسلم چنين نوشت: بزرگان و خردورزان شما به نادانان و رياست طلبان شما توجه كنند و آنها رابازدارند و گرنه لعنت من همه شما را فرا خواهد گرفت. (17)

2- تسلط بدكاران برجامعه و عدم استجابت دعا
وقتى اميرمومنان(ع)در بستر افتاده، روزهاى آخرعمرش رامى گذراند، در وصيتى به فرزندانش فرمود:

«لاتتركوا الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلايستجاب لكم.» (18)

امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد و گرنه بدكاران شمابرشما مسلط خواهند شد. سپس دعا خواهيد كرد، ولى مستجاب نمى شود.

3- عزت و ذلت
عزت و ذلت به دست خداست و براساس سنتهاى تغييرناپذير او به افراد و جوامع داده مى شود. يكى از عوامل عزت و ذلت عمل كردن ياترك كردن امر به معروف و نهى از منكر است. امام باقر(ع)فرمود:

«الامر بالمعروف و النهى عن المنكر خلقان من خلق الله عزوجل فمن نصرهمان اعزه الله و من خذلها خذله الله.» (19)

امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى اند. كسى كه اين دورا يارى كند، خداوند او را عزت مى دهد و آن كه اين دو را پست وخوار انگارد، خداى او را ذليل و پست خواهد كرد.

4- رفع بركت و مشكلات دنيوى
در دعاى كميل مى خوانيم: «اللهم اغفرلى الذنوب التى تغيرالنعم اللهم اغفرلى الذنوب التى تنزل البلاء.»

خدايا! بيامرز آن گناهان را كه نعمتها را دگرگون مى سازد،خدايا! بيامرز آن گناهان را كه بلا فرود مى آورد.

يكى از گناهانى كه نعمتها را مى برد و مشكلات پديد مى آورد، ترك امر به معروف و نهى از منكر است. رسول الله(ص)به يارانش فرمود:

«لتامرن بالمعروف و لتنهى عن المنكر او ليلحينكم الله كمالحيت عصاى هذه. » (20)

امر به معروف و نهى از منكر كنيد و گرنه خداوند پوست شما راخواهد كند، چنانكه من پوست رويين اين عصا را كنده ام.

سيد مرتضى در ذيل روايت مى گويد: مراد نقص در اموال و انفس ومصيبتهاى بزرگ است.

در روايتى ديگر، پيامبراكرم(ص)فرمود: «لاتزال امتى بخير ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر وتعاونوا على البر فاذا لم يعفلوا ذلك نزعت منهم البركات و سلطبعضهم على بعض و لم يكن لهم ناصر فى الارض و لا فى السماء.» (21)

هماره امت من در خيزند تا آن هنگام كه امر به معروف و نهى ازمنكر كنند و در خوبى ها به كمك يكديگر بشتابند; ولى چون اين امور را ترك كنند، بركت ها از آن گرفته شده، برخى بربرخى ديگرمسلط شوند و در زمين و آسمان ياور و مددكارى نيابند.

مراتب امر به معروف و نهى از منكر
فرمانهاى الهى هريك داراى اهميتى ويژه اند و افراد گناهكارنيز هركدام به گونه اى خاص تاثير مى پذيرند و شرايط و اوضاع زمان و مكان و بسيارى عوامل ديگر در چگونگى امر به معروف و نهى از منكر دخالت دارند. از اين رو، براى امر به معروف و نهى ازمنكر مراتبى ذكر كرده اند كه با توجه به وضعيت(زمان و مكان وافراد)معروف و منكر بايد رعايت شود. امام(ره)در تحريرالوسيله مى فرمايد:

«فان لهما(امر به معروف و نهى از منكر)مراتب لايجوز التعدى عن مرتبه الى اخرى مع حصول المطلوب من المرتبه الدانيه بل مع احتماله، المرتبه الاولى ان يعمل عملا يظهر منه انزجاره القلبى عن المنكر... المرتبه الثانيه الامروالنهى لسانا... المرتبه الثالثه الانكار باليد. (22)

همانا براى امر به معروف و نهى از منكر مراتب و درجاتى است كه جايز نيست به مرتبه بالاتر وارد شوند، چنانچه مقصود از مرتبه پايين تر حاصل مى شود; بلكه اگر احتمال حصول مطلوب را بدهند،تعدى به مرتبه بالات جايز نيست. مرتبه اول، آن است كه عملى راانجام دهد كه نشان دهنده انزجار قلبى او از گناه باشد... مرتبه دوم، امر و نهى گفتارى است; و مرتبه سوم، انكار منكر به وسيله دست(اقدام عملى)است.

1- انكار قلبى
مرحله اول امر به معروف و نهى از منكر، انكار قلبى است. منظور از انكار قلبى آن است كه انسان با افراد مرتكب خلاف برخوردى كند كه نشان دهنده اعراض و عدم رضايت او از افعال آنان باشد و با اين كار، قصد امر به معروف و نهى از منكر داشته باشد. حضرت ابراهيم(ع)به بست پرستان مى گويد:(واعتزلكم وماتدعون من دون الله. (23)

از شما و آنچه غير از خدا مى پرستيد دورى مى جويم و كناره مى گيرم.

قرآن درباره حضرت موسى(ع)هنگامى كه از كوه طور برگشت ومشاهده كرد بنى اسرائيل گوساله مى پرستند، مى فرمايد:(فرجع موسى الى قومه غضبان اسفا) (24)

موسى خشمگين و اسفناك به سوى قوم خود برگشت.

شرط ايمان
در آيه ديگر شرط ايمان را عدم مودت با دشمنان خدا ذكرمى كند:(لاتجد قوما يومنون بالله و اليوم الاخريوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا ابائهم او ابنائهم او اخوانهم او عشيرتهم. (25)

نخواهى يافت گروهى را كه به خدا و روز واپسين ايمان داشته باشد و آنان را كه با خدا و رسول دشمنى مى ورزند، وست بدارند; هرچند آنها پدران، فرزندان، برادران يا اقوام و خويشانشان باشند.

چهره خشمگين
اميرمومنان در اشاره به اين مرتبه از امر به معروف و نهى ازمنكر مى فرمايد: «امرنا رسول الله(ص)ان نلقى اهل المعاصى بوجوه مكفهره.» (26)

اعتراض رسول اكرم(ص)
رسول اكرم(ص)به خانه عايشه وارد شد. خواهر عايشه در حالى كه لباسى با آستين گشاد پوشيده بود وبرخى از اعضاى بدنش ديده مى شد، نشسته بود. حضرت بلافاصله برگشت. عايشه علت اين برخورد پيامبر(ص)را فهميد و به خواهرش گفت: بيرون برو; زيرا پيامبر(ص)چيزى ديد كه او را ناراحت كرده است. با بيرون رفتن آن زن، پيامبر(ص)داخل شد. عايشه پرسيد: چه چيزشما را ناراحت كرد؟

فرمود: آيا خواهرت را نديدى؟ براى زن مسلمان جائز نيست جز صورت و دستهايش تا مچ ديده شود. (26)

عابدى كه خشمگين نشد
امام صادق(ع)مى فرمايد: خداوند دو فرشته براى عذاب كردن مردم شهرى فرستاد. چون دو فرشته به سوى آن شهر رفتند، مشاهده كردندمردى مشغول مناجات است. از خدا پرسيدند: چه كنيم؟ خطاب رسيد: عذاب نازل كنيد; زير اين مرد كسى است كه هرگز چهره اش براى خدااز خشم برافروخته نشده است. (28)

اميرمومنان(ع)اين مرحله را كمترين مرحله امر به معروف و نهى از منكر مى داند و مى فرمايد:

«ادنى الانكار ان تلقى اهل المعاصى بوجوه مكفهره » (29)

كمترين انكار و مبارزه با منكر و گناه آن است كه با چهره خشمگين با گناهكاران برخورد كنى.

2- انكار قولى
مرحله ديگر امر به معروف و نهى از منكر، استفاده از گتفاراست. در اين مرحله نيز مراتبى است. اولين مرحله آن، قول لين است. خداوند به موسى وهارون(عليهماالسلام) فرمود: «اذهبا الى فرعون انه طغى فقولاله قولا لينا» (30)

به سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده است و با گفتار نرم بااو سخن بگوييد.

عمل به اين دستور را در سيره حضرت ابراهيم(ع)مشاهده مى كنيد. چون به ستاره پرستان رسيد، ابتدا با آنها همراه شد و گفت: «هذاربى » ولى چون ماه را ديد فرمود: اين روشن تر است، پس اين بايد پروردگار باشد.

چون خورشيد طلوع كرد، فرمود: اين بزرگتر از ماه و ستاره وشايسته عبادت است ولى چون همگى غروب كردند، با ستاره پرستان سخن گفت و فرمود: اينها همه در تغيير و نقصانند و در مدارى بى اختيار حركت مى كنند، پس خود مسخرند و نقص و تغيير مى پذيرند. خداى من تسخير كننده انيها و آفريننده اينها است. (31)

قرآن، در باره امر به معروف و نهى از منكر گفتارى، سه گونه سخن گفتن را توصيه مى كند:

(ادع الى سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتى هى احسن (32)

به وسيله حكمت و موعظه نيكو به سوى پروردگارت فراخوان و باشيوه نيكوتر با آنها جدال كن.

1- دعوت با حكمت و انديشه و برهان

2- دعوت با موعظه و استفاده از عواطف و احساسات.

3- دعوت با مجادله و الزام و آنچه طرف مقابل پذيرفته است.

برخى از مفسران عامه اين آيه را در حق كافران منسوخ دانسته اند; چرا كه دستور جهاد با آنها داده شده است. (33)

ولى بايد گفت اين آيه با آيات جهاد منافات ندارد. سيره رسول اكرم(ص)آن بود كه قبل از هرجهاد كفار را به وسيله بيان واستدلال به حق دعوت مى كرد. آن حضرت به على(ع)فرمود:

«لاتقاتلن احدا حتى تدعوه الى الاسلام و لئن يهدى الله على يديك رجلا خيرلك مماطلعت عليه الشمس و غربت و لك و لائه ياعلى.» (34)

باكسى به نبرد مپرداز مگر آن كه ابتدا او را به اسلام دعوت كنى; و اگر خدا كسى را به دست تو هدايت كند، براى تو از هرچه كه خورشيد برآن طلوع و غروب مى كند برتر است; و ولاى او نيز ازآن تو است، اى على!

اين مضمونو در آيات ديگر قرآن نيز ديده مى شود، مانند:

(و لاتجادلوا اهل الكتاب الابالتى هى احسن (35)

با اهل كتاب، جز به شيوه نيكوتر مجادله نكنيد.

(قل لعبادى يقولوا التى هى احسن) (36)

اى پيامبر! به بندگانم بگو آنچه نيكوتر است بگوييد.

برخى از مفسران مردم را به سه دسته تقسيم كرده اند: الف)برترين گروه، حكما و اهل علم است. ب)پست ترين گروه، اهل مجادله و مخاصمه است كه در پى حقيقت نيستند. ج)بين اين دو دسته، دسته اى است كه نه به درجه فهم مطالب عالمانه رسيده اند و نه در پى مجادله اند.

قرآن براى گروه اول حكمت، يعنى براهين يقينى و براى گروه سوم موعظه، يعنى براهين ظنى و اقناعى و براى گروه دوم مجادله احسن را كه استفاده از مقدمات مورد قبول و مسلم نزد مشهور يا دست كم نزد گوينده است. فرمان مى دهد. (37)

در مراحل بعدى، نوبت سخن تند و درشت و تهديد است. براى نمونه مى توان به تهديد رسول اكرم(ص)با آتش زدن خانه هاى سركشان (38) ، تهديدانبياء و معصومان(عليهم السلام )به لعن و نفرين يا خطبه هاى تندو آتشين اميرمومنان(ع) اشاره كرد.

3- اقدامات عملى
مرحله سوم امر به معروف و نهى از منكر، زمانى است كه ازاظهار تنفر و امر به معروف و نهى از منكر گفتارى سودى حاصل نشود. در اين صورت، بايد به اقدامات عملى دست يازد كه درجات مختلفى دارد. برخى مراتب آن نظير قتل و جرح در اختيار حاكم شرع است; ولى مراتب پايين تر با حفظ حدود و مراعات شرايط براى هرانسان مسلمانى جايز است.

حضرت ابراهيم(ع)براى نهى از منكر قوم خود، به شكستن بت هامى كند:

(فجعلهم حدادا الا كبيرا لهم (39)

پس آن بتها را نابود كرد مگر بت بزرگ را.

حضرت موسى نيز براى دفاع از مظلوم با مرد قبطى وارد مبارزه مى شود كه در نهايت به قتل قبطى مى انجامد.(فوكره موسى فقضى عليه) (40)

موسى با مشت به آن مرد كوبيد و او از دنيا رفت.

نمونه اعلاى اين گونه برخورد كه البته در اختيار حاكم شرع است. اجراى حدود الهى است. در برخى از روايات به هرسه مرحله امر به معروف اشاره شده است.

اميرمومنان(ع)هنگام نبرد صفين، به اصحابش فرمود:

«ايهاالمومنون انه من راى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى اليه فانكره بقلبه فقد سلم و برئى و من انكره بلسانه فقد اجرو هو افضل من صاحبه و من انكره بالسيف لتكون كلمه الله العليا وكلمه الظالمين السفلى فذلك الذى اصاب سبيل الهدى و قام على الطريق و نور فى قلبه اليقين.» (41)

اى مومنان! آن كه ببيند ستمى مى رود و به گناهى دعوت مى شود ودر دل خويش آن را انكار كند و از آن ناخرسند باشد(از گناه)سالم مانده است و از آن پيراستته است; ولى كسى كه با زبان به مبارزه با آن بپردازد، پاداش مى يابد و از فرد اول برتر است; و شخصى كه با شمشير به مبارزه با آن قيام كند تا سخن خداى برتر باشد وسخن ستم پيشگان پست شود، اين فرد به هدايت راه جسته و برشيوه درست استوار است و يقينى در دلش به نور افشانى پرداخته است.

گاه براى انسان اظهار نفرت از منكر ممكن نيست و با گفتار وكردار نيز توان جلوگيرى از آن را ندارد، در اينجا بايد در قلب خود از منكر بيزارى جويد. اين، پايين ترين و آخرين درجه نهى ازمنكر است. رسول الله(ص)فرمود:

«من راى منكم منكرا فلينكرده بيده ان الستطاع فان لم يستطع فبلسانه فان لم يستطع فبقلبه فحسبه ان يعلم الله من قلبه انه لذلك كاره.» (42)

هركس از شما منكرى را مشاهده كرد، اگر توان دارد بادست(اقدامات عملى)به انكار آن برخيزد; اگر توان اقدام عملى ندارد، با زبان و گفتار، و اگر توان گفتار نيز ندارد، با قلب خود به انكار آن اقدام كند. در اين صورت، همين مقدار كافى است كه خداوند بداند او در قلب خويش از اين گناه ناراضى است.

شيوه ها
در بسيارى از واجبات قالب و شيوه انجام دادن واجب از طرف شريعت مقرر شده است و تخلف از آن شيوه معين، جايز نيست. نظيرنماز كه جهت قبله و تعداد ركعات و حتى كيفيت آرام يا بلندخواندن آن معلوم است. شيوه اجراى در امر به معروف واجب به عهده خود مكلف گذاشته شده است. او بايد بهترين و مؤثرترين روش راانتخاب كند.

پى نوشتها:

1- توبه، آيه 71.

2- آل عمران، آيه 2.

3- آل عمران، آيه 114.

4- اعراف، آيه 165.

5- نساء، آيه 85.

6- نور الثقلين، ج 1، ص 524.

7- وسائل الشيعه، ج 11، ص 398.

8- بحار الانوار، ج 2، ص 2.

9- همان، ص 5.

10- همان، ج 2، ص 12.

11- همان، ص 19.

12- همان، ص 24.

13- مائده، آيه 79.

14- نور الثقلين، ج 1، ص 660.

15- ميزان الحمكة، ج 6، ص 265.

16- ميزان الحكمة، ج 6، ص 266!

17- كافى، ج 8، ص 158.

18- نهج البلاغه، نامه 47.

19- كافى، ج 5، ص 59.

20- بحار الانوار، ج 100، ص 71.

21- وسايل الشيعه، ج 11، ص 398.

22- تحرير الوسيله، ج 1، ص 437.

23- سوره مريم، آيه 49.

24- سوره طه، آيه 87.

25- مجادله، آيه 22.

26- كافى، ج 5، ص 58.

27- سنن بيهقى، ج 7، ص 86.

28- وسايل الشيعه، ج 11، ص 413.

29- همان.

30- سوره طه، آيه 45.

31- سوره انعام، آيات 75 تا 80.

32- نحل، آيه 125.

33- قرطبى، ج 10، ص 200.

34- وسايل الشيعه، ج 11، ص 30.

35- عنكبوت، آيه 46.

36- اسراء، آيه 53.

37- تفسير كبير رازى، ج 20،ص 139.

38- وسايل الشيعه، ج 5، ص 376.

39- انبياء، آيه 59.

40- قصص، آيه 16.

41- وسايل الشيعه، ج 11، ص 405.

42- همان، ص 406.
 

منبع اصلی : مجله فرهنگ کوثر، شماره 38، اردیبهشت 1379

 
© کلیه حقوق سایت « معروف یاران » متعلق به معاونت امر به معروف و نهی از منکر نمسا می باشد.  www.MaroofYaran.com